تفاوت در خیارات معامله


خیار یا بادرنگ گیاهی از خانوادهٔ کدو قلیایی، تیرهٔ کدوییان است. خیار ساقه ای بالارونده دارد که میوه ها از آن آویزان می شوند این ساقه نیز به عنوان گیاه خوراکی استفاده دارد. خیار به سه شکل یافت می شود، خیار مخصوص خیارشور، خیار بی دانه (گلخانه ای) و خیار بریدنی (یا خیار مجلسی). خیار در اصل بومی آسیای جنوبی است اما تقریباً در همهٔ قاره ها رشد می کند.ساقهٔ خیار که حالت رونده دارد و می تواند به دور هر تکیه گاهی بپیچد. برگ های پهن خیار.
ساقه های گیاه خیار حالت رونده دارد و دور هر تکیه گاهی می پیچد. همچنین خیار می تواند به صورت هیدروپونیک بدون ریشه در زمین رشد کند و اگر تکیه گاه نداشته باشد در سطح زمین پیچ بخورد. خیار برگ های بزرگی دارد و می تواند روی دیگر میوه ها سایه بیاندازد. خیار معمولاً استوانه شکل است و می تواند تا ۶۰ سانتیمتر در طول و ۱۰ سانتیمتر در قطر رشد کند. از دیدگاه گیاه شناسی، خیار یک سَته است به عبارت دیگر میوه ای است که بخش بیرونی آن سخت است و در درون هیج تقسیم بندی ندارد. اما مانند گوجه فرنگی و کدو، در آماده سازی و خوراک با آن مانند تره بار برخورد می شود. برپایهٔ جدول بالا ۹۵ درصد خیار آب است.
ساقهٔ خیار که حالت رونده دارد و می تواند به دور هر تکیه گاهی بپیچد.
برگ های پهن خیار.

تفاوت در خیارات معامله

خیار. ( اِ ) میوه ای است از طایفه کدو آبدار و بی مزه ولی گوارا که تخازن نیز گویند و بر دو قسم است خیار بالنگ که خیارتره و خیارسبز نیز گویند و معطر و سبز واستوانه ای شکل و گواراست و خیارشنگ که کم عطرتر و درازتر و با انحناء و چندان گوارا نیست و هر دو از غذاهای مأکولند. ( از ناظم الاطباء ). قسمی از تره کاری که آنرا اکثر خام می خورند و خیارتره معرب است. ( آنندراج ). در ترجمه صیدله آمده : برومی تیطرا انکوزن گویند و کیسطرا ناقوس نیز گویند و. براق خیار گویند و اهل خراسان خیار را بادرنگ گویند و بماوراءالنهر بادرنگ گویند. قثاء. ( مقدمة الادب زمخشری ). قثده. ( خیار بادرنگ ) ( مقدمة الادب زمخشری ). قثد. بادرنگ. و آن لطیفتر از خیار دراز بود. ( ریاض الادویه ). صاحب بحر الجواهر گوید خیار قثد است و فارسی آن بادرنگ والطف است از قثاء. جلماثا. قثد. ضغبوس. قشعر. ( منتهی الارب ).
خواص پزشکی : خیار را بعنوان مدر و برای رفع تبهای صفراوی و یرقان بکار می برند مخصوصاً موقعی که خیار زرد شده و رسیده باشد در این صورت مزه اش ترش می باشد و خاصیت زرداب در آن بیشتر است. تخم خیار مدر است و برای اورام کبد خوب است و در فرمول چهاردانه خنک وارد است. آب خیار بطور مالیدنی و برای رفع خارش بکار می رود. موادغذائی خیار خیلی کم است و سلولز زیاد دارد. در صد گرم خیار مواد زیر یافت میشود: آب 90 گرم ؛ سلولز 2 گرم ؛ مواد هیدروکربنه 1 - 5 گرم ؛ مواد ازته 2 گرم ؛ چربی 4% گرم ؛ 15 - 25 کالری حرارت می دهد. خیار را بطور سالاد قبل از غذا میل می نمایند. پوست خیار ویتامین c دارد خیارهای تازه و لطیف را بدون اینکه پوست بکنید بقطعاتی که برای ماشین آب میوه گیری مناسب است درآریدو با کمک رنده های معمولی آنرا رنده کنید آبش را بگیرید آب خیار بی مزه است. آب خیار را می توانید با آب سیب و هویج و کرفس بخورید سالهاست آب خیار را در معالجه کلیه مصرف می کنند زیرا کلیه ها را شستشو می دهد ومفید است و نیز در رژیم لاغری و تخلیه آن مصرف میشودخیار دارای ویتامینهای A و B و C و کلروفیل و ده نوع املاح معدنی است. خیاری که زیاد آب داشته باشد چندان غذائیت ندارد ولی با داشتن سلولز زیاد برای رفع یبوست مفید است. ( فرهنگ خواص خوراکیها ص 223 تألیف احمد سپهر خراسانی ج 2 سال 1346 ) :
زرد و درازتر شده از غاوشوی خام
نه سبز چون خیار و نه شیرین چو خربزه.بیشتر بخوانید .

فرهنگ فارسی

۱ - ( مصدر ) اختیار داشتن . ۲ - قدرت قانونی که یکی از طرفین عقد پیدا میکند که بموجب آن میتواند عقد را منحل کند . جمع : خیارات . ۳ - (صفت ) دارای اختیار صاحب اختیار . ۴ - برگزیده منتخب .
ابن سلمه مکنی به ابوزیاد از تابعان است

فرهنگ معین

[ په . ] (اِ. ) گیاهی از تیرة کدوییان که اقسام گوناگون دارد و میوه اش دراز و سبز است و در اکثر سالادها مصرف زیادی دارد. خیار [ ع . ] (مص ل . ) ۱ - اختیار داشتن . ۲ - داشتن اختیار برای بر هم زدن معامله یا قرارداد. ۳ - برگزیده .

فرهنگ عمید

۱. (فقه، حقوق ) اختیار فسخ، برهم زدن، یا تنفیذ معامله یا عقد.
۲. (صفت ) [قدیمی] برگزیده.
۱. میوه ای سبز، کشیده، و معطر، با تخم های سبز روشن در وسط.
۲. بوتۀ این میوه که دارای ساقه های نرم و سست، برگ های دندانه دار، و گل های زرد می باشد.

واژه نامه بختیاریکا

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] خیار از الفاظی است که در بیع کاربرد زیادی دارد. از این عنوان در باب تجارت سخن رفته است.
خیار تسلّط بر فسخ و امضای عقد می باشد.
کاربرد خیار در اصطلاح فقها
در اصطلاح فقها، خیار دو اطلاق دارد:۱. اطلاق عام که عبارت است از تسلّط شخص بر فسخ و امضای عقد؛ خواه به جهت ثبوت حق فسخ برای فسخ کننده به یکی از اسباب آن، مانند تسلّط بر فسخ در عقود لازم همچون بیع و اجاره به شرط خیار در ضمن عقد، یا به جهت حکم شارع به عدم لزوم عقد، از قبیل تسلّط بر فسخ در عقد جایز و نیز تسلّط مالک بر ردّ عقد فضولی، وارث بر ردّ وصیت نسبت به افزون بر یک سوم، عمه و خاله بر ردّ عقد شوهرشان در صورت ازدواج او با برادرزاده و خواهرزاده شان و کنیز آزاد شده بر فسخ عقد ازدواج خود با برده.تفاوت سلطنت نوع اوّل با سلطنت حاصل از حکم شارع به عدم لزوم عقد، آن است که اوّلی قابل اسقاط است، برخلاف دومی.۲. اطلاق خاص که عبارت است از تسلّط شخص بر فسخ و امضای عقد به جهت ثبوت حقّ فسخ برای وی بر اثر تحقق یکی از اسباب آن. متبادر از کاربرد خیار در کلمات متأخران، اطلاق دوم است که موضوع این مقاله می باشد.
اقسام خیار
شمار خیارها در کلمات فقها با اختلاف ذکر شده است. برخی تا چهارده قسم برشمرده اند: خیار مجلس، خیار حیوان، خیار شرط، خیار تأخیر، خیار مایفسد من یومه، خیار رؤیت، خیار غبن، خیار عیب، خیار تدلیس، خیار اشتراط، خیار شرکت، خیار تعذر تسلیم، خیار تبعض صفقه، و خیار تفلیس. بسیاری از فقها به هفت، برخی به پنج و برخی دیگر به هشت قسم آن بسنده کرده اند.منشأ اختلاف در تفاوت در خیارات معامله شمارش خیارها، اختلاف در تعداد آنها نیست، بلکه صرف جمع آوری و استقصا است؛ زیرا بعضی اقسام در بعضی دیگر قابل اندراج است و نیازی برای قرار دادن عنوانی خاص برای هر یک نیست.
موضوع خیار
.

[ویکی فقه] خیار (ابهام زدایی). واژه خیار ممکن است در معانی ذیل به کار رفته باشد: • خیار (فقه)، از اصطلاحات به کار رفته در فقه به معنای تسلّط بر فسخ و امضای عقد و در دارای کاربرد در باب بیع• خیار (حدیث)، از اصطلاحات بکار رفته در علم حدیث و از الفاظ مدح راوی
.

[ویکی فقه] خیار (حدیث). خیار، از اصطلاحات بکار رفته در علم حدیث بوده و از الفاظ مدح راوی بشمار می آید.
یکی از الفاظ مدح واژه "خیار" است. درباره این اصطلاح گفته شده است:۱- از مرتبه سوم تعدیل است؛۲- از مرتبه چهارم تعدیل است؛۳- از مرتبه پنجم تعدیل است.
لکنوی، محمد عبدالحی، الرفع و التکمیل فی الجرح و التعدیل، ص۱۱۵.
۱. ↑ لکنوی، محمد عبدالحی، الرفع و التکمیل فی الجرح و التعدیل، ص۱۱۵.۲. ↑ سیوطی، عبدالرحمن، تدریب الراوی، ج۱، ص۳۴۳.۳. ↑ سخاوی، محمد بن عبدالرحمن، فتح المغیث، ج۱، ص۳۹۳.۴. ↑ تهانوی، ظفراحمد، قواعد فی علوم الحدیث، ص۲۴۹.۵. ↑ مامقانی، عبدالرحمن، مقباس الهدایه، ج۲، ص۲۵۵-۲۵۶.
پایگاه مدیریت اطلاعات علوم اسلامی، برگرفته از مقاله «خیار»، تاریخ بازیابی ۱۳۹۶/۹/۹.
.

[ویکی فقه] خیار (فقه). خیار از الفاظی است که در بیع کاربرد زیادی دارد. از این عنوان در باب تجارت سخن رفته است.
خیار تسلّط بر فسخ و امضای عقد می باشد.
کاربرد خیار در اصطلاح فقها
در اصطلاح فقها، خیار دو اطلاق دارد:۱. اطلاق عام که عبارت است از تسلّط شخص بر فسخ و امضای عقد؛ خواه به جهت ثبوت حق فسخ برای فسخ کننده به یکی از اسباب آن، مانند تسلّط بر فسخ در عقود لازم همچون بیع و اجاره به شرط خیار در ضمن عقد، یا به جهت حکم شارع به عدم لزوم عقد، از قبیل تسلّط بر فسخ در عقد جایز و نیز تسلّط مالک بر ردّ عقد فضولی، وارث بر ردّ وصیت نسبت به افزون بر یک سوم، عمه و خاله بر ردّ عقد شوهرشان در صورت ازدواج او با برادرزاده و خواهرزاده شان و کنیز آزاد شده بر فسخ عقد ازدواج خود با برده.تفاوت سلطنت نوع اوّل با سلطنت حاصل از حکم شارع به عدم لزوم عقد، آن است که اوّلی قابل اسقاط است، برخلاف دومی.۲. اطلاق خاص که عبارت است از تسلّط شخص بر فسخ و امضای عقد به جهت ثبوت حقّ فسخ برای وی بر اثر تحقق یکی از اسباب آن.
کتاب المکاسب، ج۵، ص۱۱-۱۲.
شمار خیارها در کلمات فقها با اختلاف ذکر شده است. برخی تا چهارده قسم برشمرده اند: خیار مجلس، خیار حیوان، خیار شرط، خیار تأخیر، خیار مایفسد من یومه، خیار رؤیت، خیار غبن، خیار عیب، خیار تدلیس، خیار اشتراط، خیار شرکت، خیار تعذر تسلیم، خیار تبعض صفقه، و خیار تفلیس. بسیاری از فقها به هفت، برخی به پنج و برخی دیگر به هشت قسم آن بسنده کرده اند.منشأ اختلاف در شمارش خیارها، اختلاف در تعداد آنها نیست، بلکه صرف جمع آوری و استقصا است؛ زیرا بعضی اقسام در بعضی دیگر قابل اندراج است و نیازی برای قرار دادن عنوانی خاص برای هر یک نیست.
جواهر الکلام، ج۲۳، ص۳.
.

دانشنامه عمومی

عکس خیار

خیار یا بادرنگ گیاهی از خانوادهٔ کدو قلیایی، تیرهٔ کدوییان است. خیار ساقه ای بالارونده دارد که میوه ها از آن آویزان می شوند این ساقه نیز به عنوان گیاه خوراکی استفاده دارد. خیار به سه شکل یافت می شود، خیار مخصوص خیارشور، خیار بی دانه (گلخانه ای) و خیار بریدنی (یا خیار مجلسی). خیار در اصل بومی آسیای جنوبی است اما تقریباً در همهٔ قاره ها رشد تفاوت در خیارات معامله می کند.ساقهٔ خیار که حالت رونده دارد و می تواند به دور هر تکیه گاهی بپیچد. برگ های پهن خیار.
ساقه های گیاه خیار حالت رونده دارد و دور هر تکیه گاهی می پیچد. همچنین خیار می تواند به صورت هیدروپونیک بدون ریشه در زمین رشد کند و اگر تکیه گاه نداشته باشد در سطح زمین پیچ بخورد. خیار برگ های بزرگی دارد و می تواند روی دیگر میوه ها سایه بیاندازد. خیار معمولاً استوانه شکل است و می تواند تا ۶۰ سانتیمتر در طول و ۱۰ سانتیمتر در قطر رشد کند. از دیدگاه گیاه شناسی، خیار یک سَته است به عبارت دیگر میوه ای است که بخش بیرونی آن سخت است و در درون هیج تقسیم بندی ندارد. اما مانند گوجه فرنگی و کدو، در آماده سازی و خوراک با آن مانند تره بار برخورد می شود. برپایهٔ جدول بالا ۹۵ درصد خیار آب است.
ساقهٔ خیار که حالت رونده دارد و می تواند به دور هر تکیه گاهی بپیچد.
برگ های پهن خیار.

دانشنامه آزاد فارسی

خیار (cucumber)
گیاهی رونده۱، از خانواده کدوییان۲، با نام علمی Cucumis sativus. میوه های ترد، سبز، دراز، و براقی با گوشت خوردنی تولید می کند. خیارهای ریز را معمولاً برای تهیۀ خیارشور مصرف می کنند. کوکومیس هومی فروکتوس۳، که در افریقای جنوبی یافت می شود، میوه ای غیر معمول دارد؛ بدین معنی که میوه زیر خاک تولید می شود و به درازای ۱۵ تا ۳۰ سانتی متر می رسد. خیار چنبر نیز از اعضای گونۀ خربزه (C. melo) است. همچنین، واژه خیار چنبر یا خیار شنبر نامی برای میوه فلوس هم بوده است.

خیار (حقوق). (واژه ای عربی، به معنای اختیار) در اصطلاح فقه و حقوق، حقی که به یکی از دو طرف معامله یا هر دو داده می شود که به موجب آن، معامله را بر هم زند. انواع خیارات در مادۀ ۳۹۶ قانون مدنی آمده است؛ الف. خیارات مختص عقد بیع (معامله): ۱. خیار مجلس؛ یعنی هریک از طرفین معامله بعد از عقد، فی المجلس و مادام که متفرق نشده اند اختیار فسخ معامله را دارند. چنانچه از هم جدا شوند و مجلس را ترک کنند، خیار آنان ساقط می شود. ۲. خیار حیوان؛ اگر مبیع (مورد معامله) حیوان باشد، مشتری تا سه روز از حین عقد اختیار فسخ معامله را دارد. این خیار مختص مشتری است. ۳. خیار تأخیر ثمن (بها)؛ در مواردی جاری است که مبیع عین خارجی یا در حکم آن بوده (مانند سه تُن برنج) و ثمن نیز نقد باشد و برای پرداخت ثمن و تسلیم مبیع مهلتی معیّن نشده باشد. چنانچه ظرف سه روز نه بایع (فروشنده) مبیع را تحویل دهد و نه مشتری ثمن را پرداخت کند، بایع مختار است که معامله را فسخ کند. ب. برخی خیارات مشترک: ۱. خیار شرط؛ اختیاری است که ضمن عقد برای هریک از طرفین معامله، یا هر دو و یا شخص ثالث، قرار داده می شود تا بتواند در مدت معیّن معامله را فسخ کند. عقدی که خیار شرط در آن قرار داده شده را «عقد خیاری» گویند. چنانچه برای خیار شرط مدت معیّن نشده باشد، هم شرط خیار و هم عقد باطل است. ۲. خیار رؤیت و تخلّف وصف؛ در مواردی است که کسی مال را ندیده و فقط با شنیدن اوصاف مال مذکور آن را خریده است، اما پس از دیدن ملاحظه می کند که اوصاف ذکر شده را ندارد، در این صورت مختار است که معامله را فوری فسخ یا آن را به همان نحو قبول کند. ۳. خیار غَبن؛ هریک از طرفین معامله که در اثر عدم تعادل در ارزش معاوضۀ مبیع و ثمن، متضرر شود می تواند با استفاده از این اختیار معامله را فسخ کند. به موجب مادۀ ۴۱۷ قانون مدنی، غبنی موجب استقرار خیار است که فاحش باشد (غبن فاحش). تشخیص فاحش بودن غبن به عرف محل و اوضاع و احوال قضیه است. ۴. خیار عیب؛ به موجب آن هرگاه بعد از معامله مشخص شود که مبیع معیوب بوده، مشتری مختار است که آن را به صورت معیوب قبول کند یا ارش (تفاوت قیمت صحیح و معیوب کالا) بگیرد و یا معامله را فسخ کند، منوط به آن که عیب مخفی بوده و حین عقد نیز موجود بوده باشد. ۵. خیار تدلیس؛ عملیاتی که موجب فریب طرف معامله شود. این خیار هم از آنِ بایع است و هم مشتری. خیار تدلیس نیز چون دیگر خیارات مشترکِ ذکر شده فوریت دارد.

فارسی به عربی

پیشنهاد کاربران

۱. میوه ی خیار ( Cucumber )
۲. وقتی در رابطه با عمل بکار میره یعنی حرکت ضایع و نسنجیده و غیر منطقی و غیرعقلانی.
مثال :
*رفیقم بهم فلشِش ( Flash ) رو داد گفت برام چندتا فیلم باحال بریز. بعد فرداش ساعت ۷ صبح زنگ زد گفت پاشو فلشمو بیار مرکز شهر لازمش دارم. خداوکیلی چقدر این حرکت خیاره. اون فلششو داده، من براش فیلم ریختم. خودش باید بیاد فلششو ببره. من حمالش که نیستم
*آره میدونم چی میگی داداش. یه سری آدما اینجورین و معرفت حالیشون نیست

۳. در رابطه با مواد مخدر خصوصا علف ( weed ) هم بکار میره اگه اون علف قوی و حرفه ای نباشه :
مثال :
داداش دفعه قبل گلی که بهم دادی خیلی خیار بود. اصلن منو نگرفت ( منو high نکرد )

*دلیل این که خیار تو اینجور جاها میاد اینه که طبع خیار سرده و سرّ میکنه آدمو و تو همه جا پیدا میشه و فراوانه و همینطور نسبت به اکثر میوه ها ارزونه و حتی مزه ی منحصر بفردی هم نداره ( با نمک میخورنش که مزه اش بهتر شه )

خربزه.
در گویش شهرستان بهاباد، کلمه ی خیار ( به تنهایی ) به معنای خربزه است و کمتر از لفظ خربزه استفاده می شود و به خیار به معنای متداول در کشور، خیار سبز گفته می شود علاوه بر کلمه ی خیار سبز از واژه ی خیاربُلِنگ ( خیاربالنگ ) هم استفاده می شود. البته استعمال واژه ی خیار سبز بیشتر از خیاربلنگ است در ضمن در این شهر به خیار چنبر، شِنگ گفته می شود.

خیار، به معنای اختیاراست و حقی است که به بایع و مشتری در معامله جهت فسخ داده می شود و انواع گوناگونی دارد :
خیارمجلس
خیارحیوان
خیارتاخیرثمن
خیارشرط
خیارغبن
خیارعیب
خیاررویت و تخلف وصف
و. . . . . . .

سوالی که شاید شما هم بپرسید اگر کمبزه همان خربزه کال و نارس است چرا کشاورزان آن را به بازار عرضه می کنند و نمی گذارند بزرگ شود و تبدیل به یک خربزه عالی گردد، اولین جواب، تقاضا است وقتی عده ای حاضرند برای همین خربزه نارس و کوچولو پول خوبی بدهند کشاورز هم عرضه می کند بهرحال عده ای آن را اینجوری می پسندند یا نمی توانند صبر کنند تابستان شود و خربزه تهیه کنند و به قولی تا گوساله گاو شود دل صاحبش کباب شود قضیه این افراد شده است با این تفاوت که این ها، صاحب کمبزه و خربزه نیستند اما بهرحال طاقت و صبر ندارند تا کاملا برسد در ضمن کشاورز هم سریع تر با عرضه کمبزه به درآمد می رسد و نیازی به هزینه آبیاری و مراقبت تا تبدیل به خربزه نخواهد داشت اما حکایت عرضه اولیه این محصول در بازار گویا از این جا نشات می گیرد که کشاورز در حین سرکشی به خیارزار، میوه های کرمو و در حال خراب شدن را جدا کرده است تا اگر برای آن آینده ای نمی بیند لااقل بدرد خوراک گاو و گوسفندش بخورد و آنها را به منزل آورده در آنجا فرزندان یا زنِ خانه خصوصا اگر زن حامله بوده بدنبال کنجکاوی و چشیدن میوه، طعم و مزه ان را می پسندند و سال های آینده هم یاد کمبزه کردند که چه مزه ی نیکو داشت و کم کم، پولدار های عاشق طعم شده، برای بهره بردن، حاضر به پرداخت پول در ازای آن شدند و بدین ترتیب کمبزه خراب و یا ضایعات آن مال بُزی شد و کمبزه های سالم یا تقریبا سالم مال آدم های کمبزه خور، خلاصه نام کمبزه حکایت از خربزه ی کال کرمو شده که فقط بدرد بُزی می خورد است.
بزک نمیر بهار میاد کمبزه با خیار میاد، کمبزه و خیار کرمو شده که هرچند از دیده ی کشاورز افتاده اما برای بز و بزغاله حکم چلو کباب دارد. اما وعده دادن دولت هایی چون حسن روحانی به مردم که برجام بیاید چگونه می شود حکایت آن کشاورزی است که بزغاله را بی خوراک گذاشته و می گوید صبرکن وضع خوب می شود و بهار می اید و کمبزه با خیار میاد که البته مردم ایران حتی کمبزه برجام را نچشیدند چه برسد به خربزه ان ( علی برکت ا. . ) .

خاک بر سر اونای که چرت گفتن خربزه چیه احمقها خیار یعنی اختیار دادن یعنی تو داری یه سندی چیزی امضا میکنی باید بدونی یعنی چی

حقی که به یکی از دو طرف معامله، یا هر دو طرف معامله، یا به یک فرد ثالث داده می شود که به موجب آن می تواند معامله را بر هم زند.

خیارات بیع از نظر شیعه و اهل سنت

نگارنده در کتاب حاضر یکی از مباحث فقهی با نام "خیارات بیع" را از دیدگاه شیعه و سنی تبیین نموده، سپس انواع آن را معرفی و تشریح می‌کند که عبارت‌اند از: خیار حیوان، خیار مجلس، خیار شرط، خیار غبن، خیار تاخیر، خیار رویت، و خیار عیب. گفتنی است "خیار" یکی از احکام فقهی است که در آن صاحب حق خیار، مالک فسخ عقد است یعنی اختیار برهم زدن معامله یا باقی‌گذاردن آن را دارد. به تصریح نگارنده: "هرچند که اصل در عقود، لزوم می‌باشد و بیع هم عقد است و مقتضای عقد، غیر قابل تغییر و تبدیل بودن است و تزلزل و عدم ثبات در آن راه ندارد و متعاقدین، قدرت فسخ آن را ندارند و اگر احیانا هرکدام بخواهد فسخ کند، اثری نداشته و عقد به‌هم نمی‌خورد. مگر آن که شارع از فارج عاملی را قانون‌گذاری کند که به وسیله‌ی آن به طور موقت جلوی لزوم را بگیرد مانند قانون‌گذاری خیار. شارع مقدس خیار را مباح قرار داده است تا مودت تفاوت در خیارات معامله و دوستی در بین مردم، حاکم باشد و کینه و عقده از بین آن‌ها رخت بربندد و این با اصل بیع که لزوم است، منافات ندارد چرا که خیار یک حق خارجی و قابل انفکاک از اصل بیع می‌باشد یعنی خیار نسبت به بیع عرضی است نه ذاتی. بعضی از فرق اهل سنت قایل تفاوت در خیارات معامله به همه‌ی خیارات نیستند و بعضی از آن‌ها را لازم و نافذ می‌دانند، اما امامیه، قایل به نافذ بودن همه‌ی خیارات از طرفین معامله (بایع و مشتری) می‌باشند مگر آن که اسقاط خیارات از طرفین صورت پذیرد".

اسقاط حق فسخ در معاملات بزرگ✅✅ ✅

علیرغم اینکه حق فسخ با حصول شرایطی در کلیه معاملات، جاری و ساری است، لیکن در خصوص معاملات ملکی با توجه به ترقی و تنزل قیمت آنها در بازار مسکن و با هدف جلوگیری از باصطلاح دبّه کردن یکی از طرفین معامله، در تمامی قراردادهای چاپی که در بنگاههای مشاور املاک تنظیم می‌شود، بندی گنجانده شده مبنی بر «اسقاط کافه خیارات ولو خیار غبن فاحش». اما اکنون این سؤال مطرح است که معنی “اسقاط کافه خیارات” چیست؟

⌛ در پاسخ باید گفت؛ برخی از قراردادها مانند عقد بیع (یعنی خرید و فروش)، اجاره، صلح و نکاح از جمله عقودی هستند که پس از آن طرفین حق برهم زدن آنرا ندارند، مگر بواسطه یک دلیل قانونی یا اختیاری که در قرارداد برای فسخ معامله به آنها داده شده است. به این اختیار فسخ معامله که برخی از آنها توسط قانون به طرفین معامله داده شده یا در ضمن قرارداد به نفع طرفین شرط شده، در اصطلاح حقوقی، «خیار» می‌گویند.
در واقع، در قراردادهای فوق، اصل بر این است که وقتی قراردادی منعقد می‌شود، طرفین به آن ملتزم بوده و در هیچ‌شرایطی نمیتوانند آن را زیرپا بگذارند، مگر این‌که صاحب حق فسخ، یا همان «خیار» باشند.

اینک در معنای اسقاط کافه خیارات باید گفت: اسقاط یعنی ساقط کردن و از بین بردن؛ کافَه هم یعنی همه و تمام؛ خیارات هم که یعنی اختیار فسخی که در معاملات قطعی شده، برای ما وجود دارد. بنابراین با امضای بند «اسقاط کافه خیارات» تمام اختیارات فسخی را که قانون یا توافق برای طرفین در معاملات گذاشته‌، از بین می رود و بدینوسیله طرفین متعهد می‌شوندکه تحت هیچ شرایطی قرارداد را فسخ نکنند.
به عبارت دیگر، این شرط به معنی جلوگیری از دبه کردن های بعدی طرفین معامله است.
در عین حال باید بدانیم؛ بر حسب شرایط هر معامله ای، اعم از سنگین و غیر سنگین، طرفین میتوانند به میل خود موارد اسقاط خیارات را تغییر دهند.

صرفاً دعاوی فسخ، انفساخ و بطلان معاملات

در خصوص دادخواست آقای م.ف. با وکالت آقای ح.ه. به‌طرفیت آقای م.ت. با وکالت بعدی خانم ز.ش. به خواسته تقاضای صدور حکم مبنی بر تأیید و تنفیذ فسخ مبایعه‌نامه مورخ 10/3/1392 به لحاظ غبن بسیار فاحش (افحش) در معامله مذکور مستنداً به فتوکپی مصدق قرارداد مورخ 10/3/1392 نظریه کارشناس تأمین دلیل اظهارنامه، وکالت‌نامه وکیل با این توضیح که وکیل محترم خواهان اعلام نموده موکل به‌موجب یک برگ قرارداد بیع عادی مورخ 10/3/92 سه دانگ از تفاوت در خیارات معامله شش‌دانگ یک قطعه زمین را به مبلغ دویست و پانزده میلیون تومان از خوانده خریداری و قسمتی از ثمن را نیز پرداخت‌نموده و پس از مدتی موکل مطلع گردیده مبلغ ثمن معامله بسیار بیشتر از قیمت واقعی آن تعیین‌شده و درواقع قیمت واقعی ملک صد و چهل میلیون تومان می‌باشد و به لحاظ غبن افحش تقاضای تأیید فسخ معامله را نموده است و دادگاه موضوع را به نظر کارشناس ارجاع و پس از وصول نظریه کارشناسی به شماره 824/س مورخ 5/11/92 نظریه مذکور را از ناحیه خوانده موضوع به نظر هیأت سه‌نفره کارشناسی ارجاع که هیأت مذکور در تاریخ 9/4/1393 نظریه خود را ارائه که به‌طرفین ابلاغ و مصون از تعرض باقی‌مانده است و کارشناسان محترم طی نظریه مذکور قیمت واقعی ملک را صد و پنجاه‌وپنج میلیون تومان اعلام نموده‌اند لذا با عنایت به اینکه اولاً طرفین در بند 6/6 قرارداد کلیه خسارات من‌جمله خیار غبن به‌استثنای خیار تدلیس را اسقاط نموده‌اند و ثانیاً چون تفاوت قیمت واقعی (حسب اظهارنظر هیأت کارشناسان) و قیمت معامله‌شده کمتر از یک‌سوم قیمت معامله‌شده می‌باشد که شاید عرف آن را به‌عنوان غبن فاحش که قابل مسامحه نباشد موردپذیرش قرار بدهد و خیار غبن فاحش به استناد ماده 448 قانون مدنی ساقط گردیده ولی همانطوریکه در اظهارات وکیل محترم نیز به نقل‌قول از دکتر کاتوزیان در صفحه 32 پرونده منعکس گردیده در صورتی غبن افحش موردپذیرش قرار می‌گیرد که بهای قراردادی چندین برابر قیمت واقعی باشد. ولی در ما نحن فیه قیمت قراردادی تنها حدود یک‌سوم برابر قیمت واقعی، بیشتر قرار داده‌شده است که عرف آن را غبن افحش که علی‌رغم اسقاط همه خیارات قابل استناد باشد، نمی‌داند. لذا دادگاه به کیفیت موصوف دعوی خواهان را ثابت تشخیص نداده و مستنداً به مواد 10-183-219-220-416-417-448 قانون مدنی و مواد 2 و 197 قانون آیین دادرسی مدنی حکم بر رد دعوی خواهان صادر و اعلام می‌گردد. رأی صادره حضوری ظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل تجدیدنظرخواهی در دادگاه محترم تجدیدنظر استان تهران می‌باشد.
رئیس شعبه 2 دادگاه عمومی حقوقی ورامین – داداش زاده

رای دادگاه تجدید نظر

دادنامه تجدیدنظرخواسته به شماره 9309970207200390 مورخه 15/5/93 صادره از شعبه دوم دادگاه عمومی حقوقی شهرستان ورامین که به‌موجب آن حکم بر رد دعوی تجدیدنظرخواه م.ف. با وکالت ح.ه. بخواسته تأیید و تنفیذ فسخ قرارداد عادی مورخه 10/3/92 به لحاظ غبن فاحش اشعار دارد، مخالف قانون و مقررات موضوعه بوده و اعتراض به شرح لایحه اعتراضیه وارد و مستوجب نقض آن می‌باشد زیرا که اولاً یکی از خیارات مختص عقد بیع که هریک از متعاملین می‌توانند از آن استفاده نمایند خیار غبن می‌باشد که این خیار ناظر به زمان عقد یا بعدازآن پس از حصول علم مبنی بر مغبون شدن از ناحیه یکی از متعاقدین می‌باشد که صاحب خیار پس از اعمال حق خود می‌تواند آن را به طریق مقتضی به اطلاع طرف دیگر قرارداد رسانیده و تأیید آن را از دادگاه درخواست نماید. ثانیاً، آنچه به‌موجب بند 6-6 قرارداد مدرکیه متعاملین از خود ساقط نموده‌اند غبن بوده و شامل غبن فاحش و افحش نمی‌گردد که در مانحن فیه با توجه به قیمت کل موضوع قرارداد که بالغ بر 215 میلیون تومان می‌باشد تفاوت قیمت به میزان 60 میلیون تومان شامل غبن فاحش بوده که از ناحیه طرفین قرارداد ساقط نگردیده است. ثالثاً، اعمال حق مذکور نیز به‌محض مطلع شدن خریدار از تفاوت قیمت صورت پذیرفته و از این حیث خدشه‌ای بر آن وارد نبوده و نظریه ابرازی کارشناسان منتخب دادگاه نخستین نیز مؤید تفاوت قیمت به میزان 60 میلیون تومان می‌باشد که با در نظر گرفتن کل ثمن معامله (215 میلیون تومان) رقم 60 میلیون تومان داخل در غبن فاحش می‌باشد ازاین‌رو دادگاه با قبول لایحه اعتراضیه و با استناد به قسمت اول از ماده 358 از قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی و مواد 416 – 417 – 420 از قانون مدنی ضمن نقض دادنامه معترض‌عنه مبنی بر تأیید فسخ قرارداد عادی مورخه 10/3/92 راجع به سه دانگ از شش‌دانگ یک قطعه زمین دارای پلاک ثبتی . فرعی از 107 اصلی واقع در ورامین صادر و اعلام می‌نماید. رأی صادره حضوری و قطعی است.
رئیس شعبه 18 تجدیدنظر استان تهران - مستشار دادگاه
امانی شلمزاری - کریمی
http://faskh.blogfa.com

هوالوکیل.
دارالوکاله تیم وکلای پایه یک دادگستری

امور و دعاوی مربوط به فسخ، انفساخ و بطلان قراردادها و معاملات

لطفا جهت تعیین وقت ملاقات حضوری با شماره های ذیل تماس بگیرید:
تلفن: 88354318 - 22124985
همراه/تلگرام/واتساپ: 09120897304

ایمیل: [email protected]
نشانی: تهران- ملاصدرا- شیخ بهایی جنوبی
-----------------------------------------------------------------
آیا می دانید محاکم دادگستری براساس نحوة دفاع، تقدیم مستندات و استدلال طرفینِ دعوا یا وکلای آنان رای صادر می کنند؟؟!
امر دفاع در محاکم امری کاملا تخصصی و مستلزم دانش و تجربة مربوط به آن موضوع و دعوا می باشد.
وکیل دادگستری امینِ شماست. به ما اعتماد کنید.تفاوت در خیارات معامله

اسقاط کافه خیارات در قراردادهای ملکی

اسقاط کافه خیارات در قراردادهای ملکی

هنگام تنظیم قرارداد خرید و فروش ملک در دفاتر مشاورین ملکی که عموما فاقد سواد و تجربه حقوقی هستند، در یکی از بندهای چاپی قرارداد، قید شده است، اسقاط کافه خیارات از طرفین، خیار غبن فاحش ولو افحش سلب و ساقط گردیده است.

گنجاندن این جمله کوتاه در قراردادهای ملکی و سایر قراردادها، خطرات بسیار زیادی را به دنبال خواهد داشت و نمونه رای دادگاه، بیانگر ورود ضرر و زیان غیر قابل جبران در عدم دریافت مشاوره حقوقی زمان تنظیم قراردادهای ملکی است.

دفتر وکالت محمدرضا مهری بهترین وکیل ملک و قراردادهای ملکی در تهران، به بررسی موضوع اسقاط کافه خیارات در قراردادهای ملکی خواهد پرداخت.

نکات مهم در بررسی موضوع اسقاط کافه خیارات در قراردادهای ملکی

  • آیا هنگام عقد قرارداد خرید یا فروش ملک باید کافه خیارات را از خود سلب و ساقط کنیم؟
  • برای مشاوره حقوقی هنگام معامله ملک به کدام وکیل دادگستری مراجعه کنیم؟

اسقاط کافه خیارات در قراردادهای ملکی

در صورتی‌که طرفین در عقد بیع کلیه حقوق ناشی از ماده 355 قانون مدنی را اسقاط نمایند و معلوم شود که مساحت واقعی مبیع نسبت به مساحت ذکر شده در قرارداد، کمتر یا بیشتر است، طرفین نه حق فسخ قرارداد را دارند، نه حق مطالبه تفاوت قیمت.

?تاریخ رای نهایی: 1392/09/09 ?شماره رای نهایی: 9209970220801211

رای بدوی در عدم پذیرش تفاوت در خیارات معامله فسخ یا مطالبه اضافه قیمت با توجه به اسقاط خیارات

در خصوص دعوی بنیاد شهید و امور ایثارگران ( مؤسسه الف.) به‌طرفیت 1.آقای ع.ب. 2.خانم ن.ب. به خواسته الزام خواندگان به پرداخت ارزش اضافه مساحت حاصله در شش‌ دانگ یک دستگاه آپارتمان موضوع خواسته و انباری و پارکینگ مربوطه جمعاً به مساحت 19 متر مربع با جلب نظر کارشناس می‌باشد.

خواهان در تبیین خواسته اظهار داشت (به‌موجب مبایعه‌نامه 1282/555 مورخ 24/4/1369 شش‌دانگ یک دستگاه آپارتمان جزء پلاک‌های ثبتی 4 و 9 و 1014/3375 بخش 11 تهران به مساحت 124 متر مربع به خواندگان محترم به فروش رسیده است.

از آنجایی‌که در زمان تنظیم قرارداد فروش، مساحت دقیق هرکدام از واحدهای آپارتمانی معین نبوده و احتمال افزایش یا کاهش مساحت مورد معامله متصور بوده است؛ لذا به‌موجب تبصره 6 ماده 3 قرارداد طرفین کلیه حقوق ناشی از ماده 355 قانون مدنی که همان فسخ معامله بوده را اسقاط نموده و از این طریق امکان فسخ معامله را به جهت مندرج در ماده 355 قانون تفاوت در خیارات معامله تفاوت در خیارات معامله مدنی عملاً منتفی کرده‌اند.

دلایل خواهان در نمونه دادخواست مطالبه بهای اضافه متراژ آپارتمان

اینک نظر به اینکه آنچه به‌ موجب قرارداد اسقاط شده صرفاً حق فسخ ناشی از افزایش یا کاهش در مساحت مورد معامله بوده و اسقاط حق فسخ هیچ‌گونه ملازمه قانونی و منطقی با حق مطالبه قیمت ناشی از افزایش مساحت مورد معامله ندارد و نظر به اینکه متعاقب تهیه صورت‌مجلس تفکیکی، مشخص گردیده که آپارتمان مورد معامله 16 متر مربع و انباری متعلقه 51/2 متر مربع و پارکینگ نیم متر مربع مجموعاً 19 متر مربع اضافه مساحت داشته که ارزش آن پرداخت نگردیده و خواندگان محترم به‌عنوان خریداران، از اضافه متراژ مذکور عملاً منتفع می‌گردند.

لذا با تقدیم دادخواست حاضر و مستنداً به ماده 141 قانون آیین دادرسی مدنی تقاضای رسیدگی و محکومیت خواندگان به پرداخت ارزش اضافه حاصله در مورد معامله به شرح فوق جمعاً به مساحت 19 متر مربع با جلب نظر کارشناس و با احتساب خسارت دادرسی را دارد.)

استدلال دادگاه جهت رد دعوای مطالبه اضافه بنا با توجه به اسقاط کافه خیارات در قراردادهای ملکی

دادگاه پس از جری تشریفات قانونی و دعوت طرفین به دادرسی و استماع اظهارات و مدافعات طرفین و بررسی محتویات اوراق پرونده و مستندات ابرازی و با مداقه در آن، نظر به اینکه در قرارداد تنظیمی فی‌مابین مساحت آپارتمان به‌عنوان وصف مورد معامله شرط نشده است بلکه یک دستگاه آپارتمان به‌عنوان عین خارج و تجزیه‌ناپذیر موضوع قصد مشترک طرفین بوده است و عوضی به‌تناسب اجزاء ترکیب‌شده، معین‌شده است.

چنانچه عین خارجی مورد معامله‌ شده، زیاده از اجزای ترکیب‌شده آن درآید، فروشنده می‌تواند مطالبه عوض زیاده را بنماید و چنانچه عین خارجی مورد معامله شده، کمتر از اجزاء ترکیب‌شده آن درآید، خریدار می‌تواند مطالبه عوض نقیصه را بنماید که در ما‌نحن‌فیه منظور نظر طرفین معامله خرید و فروش یک دستگاه آپارتمان بوده است و در قرارداد تنظیم‌شده مقداری آپارتمان با مساحت آن به‌ شرط صفت تراضی نشده است که در صورت زیاده، به‌ عنوان بهای آن را مطالبه نمود.

در قرارداد تنظیمی نیز اعمال ماده 355 قانون مدنی مطابق تبصره 6 ماده 3 فی‌مابین طرفین اسقاط شده و فی‌مابین طرفین به محاسبه زیاده یا نقیصه تراضی نشده است.

لذا دعوی مطالبه زیاده بهای متراژ آپارتمان، محل قانونی ندارد. علی‌هذا دادگاه، دعوی خواهان را بنا به‌ مراتب فوق غیرموجه تشخیص داده و با استناد به ماده 197 قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی، حکم به بی حقی خواهان صادر و اعلام می‌دارد…..

?رئیس شعبه 108 دادگاه عمومی حقوقی تهران

رای دادگاه تجدید نظر در موضوع اسقاط کافه خیارات در قراردادهای ملکی

در خصوص تجدیدنظرخواهی ….. دفاع و ایراد مؤثری که باعث بی‌اعتباری دادنامه تجدیدنظر خواسته را فراهم نماید ….. به عمل نیامده است …. زیرا تجدیدنظرخواه مطابق تبصره 2 ماده 3 قرارداد فروش شماره 1282/555 مورخه 24/4/69 کلیه حقوق ناشی از مفاد ماده 355 قانون مدنی را از خود ساقط نموده است.

ضمن اینکه با مداقه در مفاد قرارداد معنون توافقی مبنی بر پرداخت مازاد متراژ مورد معامله که بیانگر توافقی خلاف ماده 355 صدر‌الاشعار باشد، ملاحظه نگردیده بنابراین تفاوت در خیارات معامله دادگاه ضمن ردّ تجدیدنظرخواهی مستنداً به ماده 358 قانون صدرالذکر دادنامه تجدیدنظر خواسته را تأیید می‌نماید. رأی صادره قطعی است

?رئیس شعبه 8 دادگاه تجدیدنظر استان تهران ـ مستشار دادگاه

وکیل و مشاور حقوقی متخصص قراردادهای ملکی تهران

نشانی دفتر وکالت وکیل آنلاین

میدان ونک- ابتدای بزرگراه حقانی- خیابان گاندی جنوبی- خیابان چهاردهم- پلاک 14- طبقه 4- واحد 9و10



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.