ارزش ذاتی سهم چیست؟


(Intrinsic value of stock = D÷(k-g (ارزش داتی سهام)

نحوه محاسبه ارزش ذاتی سهام

ارزش ذاتی ( Intrinsic value ) یک مفهوم فلسفی است که در آن ارزش یک دارایی به‌خودی‌خود یا به تعبیر عامیانه، مستقل از سایر عوامل مشتق می‌شود. تحلیلگران مالی تلاش می‌کنند تا مدل‌هایی را برای برآورد ارزش ذاتی سهام یک شرکت (خارج از قیمت روز بازار) برآورد کنند.

ارزش ذاتی چیست؟

ارزش ذاتی ( Intrinsic value ) معیار ارزش دارایی است. این معیار به‌جای استفاده از قیمت فعلی بازار با استفاده از یک محاسبه عینی یا مدل مالی به دست می‌آید.

ارزش ذاتی ( Intrinsic value ) یک اصطلاح با معانی مفید در زمینه‌های مختلف است که وظیفه یک تحلیلگر مالی است که سعی می‌کند ارزش ذاتی دارایی را با استفاده از تجزیه‌وتحلیل بنیادی و تکنیکال برآورد کند.

در تجزیه‌وتحلیل مالی این اصطلاح برای شناسایی تقریبی ارزش ذاتی یک شرکت و جریان نقدی آن استفاده می‌شود. برای مثال در قیمت‌گذاری اختیار معامله به تفاوت بین قیمت اعتباری اختیار معامله و قیمت فعلی دارایی اصلی اشاره دارد.

باوجودآنکه هیچ استاندارد جهانی برای محاسبه ارزش ذاتی یک شرکت وجود ندارد، اما تحلیلگران مالی مدل‌های ارزیابی را بر اساس جنبه‌های یک شرکت که شامل عوامل کیفی، کمی و ادراکی است، ایجاد می‌کنند.

  • عوامل کیفی مانند مدل کسب‌وکار، حاکمیت و بازارهای هدف از مواردی هستند که مخصوص فعالیت‌های معاملاتی است.
  • عوامل کمی که در تحلیل بنیادی یافت می‌شود شامل نسبت‌های مالی و تجزیه‌وتحلیل صورت‌های مالی است. این عوامل به معیارهای نحوه عملکرد خوب یک شرکت اشاره دارد.
  • عوامل ادراکی به دنبال جذب سرمایه‌گذاران به‌واسطه ارزش نسبی یک دارایی هستند. این عوامل تا حد زیادی با استفاده از تجزیه‌وتحلیل تکنیکال محاسبه می‌شوند. تحلیلگر باید از مفروضات گوناگونی استفاده کند.

محاسبه ارزش ذاتی یک شرکت شامل عوامل مختلفی است که برخی از آنها طبق برآورد و فرض است. یک سرمایه‌گذار که از تجزیه‌وتحلیل کیفی استفاده می‌کند نمی‌تواند تشخیص دهد که بررسی ارزش سهم چقدر مؤثر خواهد بود. آیا ممکن است در آینده نزدیک ارزش سهام شرکت نزول یابد یا نه!

استفاده از معیارهای کمی برای تعیین ارزش ذاتی ممکن است ریسک بازار مربوط به یک شرکت را کم‌رنگ کرده یا درآمد یا جریان‌های نقدی مورد انتظار را بیش از حد ارزیابی کند.

برخی از تحلیلگران و سرمایه‌گذاران ممکن است وزن بیشتری به سهامداران عمده یک شرکت بدهند ددرحالی‌که برخی دیگر درآمد را به‌عنوان استاندارد در نظر می‌گیرند. به عنوان مثال، ممکن است یک شرکت سود ثابت داشته باشد، اما مقررات دولتی را نقض کرده است، قیمت سهام به احتمال زیاد کاهش می‌یابد. با این حال، با انجام تجزیه‌وتحلیل بنیادی و منابع مالی شرکت، یافته‌ها ممکن است نشان دهد که ارزش شرکت کم است .

به طور معمول، سرمایه‌گذاران سعی می‌کنند از هر دو جنبه کیفی و کمی برای اندازه‌گیری ارزش ذاتی یک شرکت استفاده کنند، اما سرمایه‌گذاران باید در نظر داشته باشند که در نهایت نتیجه تنها یک برآورد است.

ریسک بازار و ارزش ذاتی

عنصر ریسک بازار نیز در بسیاری از مدل‌های ارزش‌گذاری برآورد می‌شود. برای سهام، ریسک با بتا اندازه‌گیری می‌شود. بتا برابر یک یعنی ریسک خنثی تلقی می‌شود بتا بیشتر از یک به این معنی است که سهام دارای نوسانات بالایی است درحالی‌که سهام با بتا کمتر از یک ریسک کمتری نسبت به بازار دارند.

برای مثال اگر عرضه محصول جدید برای یک شرکت مطابق برنامه پیش نرود، ریسک آن این است که بدون شک روند آتی سهم طبق برآوردها و تحلیل پیش نخواهد رفت و ارزش ذاتی شرکت را بسیار کمتر از آنچه قبلاً تعیین شده بود، می‌کند.

بااین‌حال در نهایت، هرگونه برآورد حداقل تا حدی ذهنی (نه قطعی) است. چرا که در تحلیل بنیادی ارزش ذاتی محاسبه ارزش دارایی بر اساس یک مدل مالی است. اما محاسبه ارزش ذاتی سهم باتوجه به ریسک بازار سرمایه و شرایطی که بر روند قیمت سهم تأثیرگذار است، نمی‌تواند برآوردی قطعی باشد و با درصدی خطا همراه است.

تحلیلگر، ارزش محاسبه شده را با قیمت فعلی دارایی در بازار سرمایه مقایسه می‌کند تا تعیین کند که دارایی نسبت به قیمت قابل معامله دارای ارزش بیش از حد یا ارزش کم است به کمک معیار اختلاف بین قیمت بازار و ارزش ذاتی تخمین زده شده، به دنبال فرصت برای سرمایه‌گذاری می‌باشد.

کسانی که چنین مدل‌هایی را برآورد منطقی از ارزش ذاتی می‌دانند و بر اساس این برآوردها اقدام به سرمایه‌گذاری می‌کنند، به‌عنوان سرمایه‌گذار بنیادی شناخته می‌شوند.

هر مدل به طور اساسی بر مفروضات متکی است. اگر مفروضات مورد استفاده نادرست یا اشتباه باشند، ارزش برآورد شده توسط مدل از مقدار ذاتی واقعی منحرف می‌شود. به همین خاطر در این مقاله، ما به انواع ارزش‌گذاری سهام اهمیت می‌دهیم و به آن خواهیم پرداخت.

محاسبه ارزش ذاتی سهام

یکی از متداول‌ترین روش‌های محاسبه ارزش ذاتی سهام مدل گوردون یا سود باقی‌مانده است ( GGM یک نوع مدل سود سهام ( DDM ) است). مبنای محاسبه در مدل گوردن، سود تقسیمی پیش‌بینی با نرخ ثابت می‌باشد.

طبق مدل گوردن که از رایج‌ترین روش‌های محاسبه ارزش ذاتی محسوب می‌شود، ارزش واقعی سهام شرکت بر اساس قرار دادن چند شاخص در یک فرمول محاسبه می‌شود. به‌این‌ترتیب که فرض مدل رشد گوردون ( GGM ) این است که شرکت برای همیشه وجود دارد و سود سهامداران به طور مداوم به هنگام ارزش‌گذاری سهام یک شرکت، رشد می‌کند.

GGM تعداد نامحدودی از سود سهام هر سهم را می‌گیرد و با استفاده از نرخ بازده مورد نیاز آنها را به زمان حال تنزیل می‌دهد.

GGM باتوجه‌به فرض رشد سود سهام ثابت، برای شرکت‌هایی با نرخ رشد ثابت ایده‌آل است.

مدل رشد گوردون ( GGM ) روشی برای ارزیابی سهام است. سرمایه‌گذاران از آن برای تعیین رابطه بین ارزش و بازده استفاده می‌کنند. این مدل از ارزش فعلی خالص ( NPV ) سود سهام آینده برای محاسبه ارزش ذاتی دارایی‌ها استفاده می‌کند.

= D ÷ (k-g) ارزش ذاتی سهام

=D سود تقسیمی مورد انتظار هر سهم

K = بازده مورد انتظار سرمایه‌گذار

= g نرخ رشد مورد انتظار سود تقسیمی سهام

در این فرمول ارزش ذاتی سهام تابعی از هزینه حقوق صاحبان سهام، سود مورد انتظار در دوره آتی و رشد مورد انتظار در سودهای تقسیمی آتی است که در این فرمول قرار می‌گیرد.

چگونه ارزش دارایی‌های مالی را محاسبه کنیم؟

ارزش دارایی‌های یک شرکت را به‌منظور محاسبه ارزش ذاتی سهام باید حساب کرد. برای محاسبه ارزش دارایی‌ها نیز باید از رویکردهای مختلف استفاده نمود.

رویکرد ترازنامه‌ای:

از روش‌های رایج محاسبه ارزش دارایی‌های شرکت محاسبه دارایی‌های مشهود و نامشهود شرکت، با محاسبه NAV یا ارزش خالص دارایی است. به کمک فاکتور NAV می‌توان ارزش دارایی‌های شرکت را مشخص کرد. در این روش تنها ترازنامه شرکت را باید بررسی نمود و نیازی به بررسی گزارش صورت سود و زیان شرکت نیست. برای محاسبه آن باید سود محقق شده بعد از تاریخ ترازنامه، ذخیره کاهش ارزش دارایی‌ها، ارزش افزوده پرتفوی بورسی و ارزش افزوده پرتفوی غیر بورسی را با حقوق صاحبان سهام جمع کرد و نتیجه آن را بر تعداد سهام شرکت تقسیم کنید.

رویکرد نسبی

در رویکرد نسبی ارزش واقعی شرکت را در مقایسه با شرکت‌های مشابه مشخص می‌کنیم زیرا تحلیلگران در این روش بر این باورند که دارایی‌های مشابه دارای ارزش‌های یکسانی هستند.

نسبت P/E از نسبت‌هایی متداولی است که برای مقایسه شرکت‌های مشابه استفاده می‌شود. برای مقایسه شرکت‌هایی که ریسک، نرخ رشد و. مشابهی دارند، سهمی که P/E کمتری دارد یعنی از ارزش واقعی خود کمتر معامله می‌شود و قیمت سهم از ارزش ذاتی‌اش کمتر است، بنابراین احتمال افزایش قیمت آن در آینده وجود دارد.

قابل‌ذکر است؛ گرچه استفاده از نسبت P/E برای مقایسه شرکت‌ها گزینه مناسبی است اما به‌تنهایی معیار کافی نمی‌باشد و برای محاسبه نتیجه دقیق‌تر باید از شاخص‌های مخصوص و ضریب‌ها استفاده کرد.

رویکرد تنزیلی

مهم‌ترین و دقیق‌ترین روش ارزش‌گذاری سهام، استفاده از رویکرد تنزیلی می‌باشد. برای محاسبه ارزش فعلی سهام باید جریان نقدی آتی شرکت را با نرخ مشخصی تنزیل کرد و باتوجه به جریان نقدی شرکت، ارزش دارایی با رویکرد تنزیلی محاسبه می‌شود.

جریان نقدی و ارزش ذاتی

مدل جریان نقدی تنزیل شده ( DCF ) یک روش ارزیابی متداول برای تعیین ارزش ذاتی شرکت است. مدل DCF از جریان نقدی شرکت و میانگین موزون هزینه سرمایه ( WACC ) استفاده می‌کند. WACC ارزش زمانی پول را محاسبه می‌کند و سپس تمام جریان‌های نقدی آینده را به امروز تنزیل می‌دهد. مدل میانگین موزون هزینه سرمایه ( WACC ) ، نرخ بازده مورد انتظار سرمایه‌گذاران است که بیش از هزینه سرمایه شرکت است.

همچنین مدل DCF جریان‌های درآمدی آینده را که ممکن است از یک پروژه یا سرمایه‌گذاری در یک شرکت دریافت شود را برآورد می‌کند. در حالت ایده‌آل، نرخ بازده و ارزش ذاتی باید بالاتر از هزینه سرمایه شرکت باشد.

به عبارت دیگر، بازده سرمایه‌گذاری باید بیشتر از نرخ ریسک باشد. در غیر این صورت، پروژه ارزش پیگیری ندارد زیرا ممکن است با ریسک کاهش ارزش همراه باشد.

چرا ارزش ذاتی اهمیت دارد؟

چرا ارزش ذاتی برای سرمایه‌گذار اهمیت دارد؟ در مدل‌های ذکر شده در بالا، تحلیلگران از این روش‌ها برای بررسی اینکه آیا ارزش ذاتی یک اوراق بهادار یا سهام بیشتر یا کم تر از قیمت فعلی بازار است یا نه، استفاده می‌کنند. به طور معمول، هنگام محاسبه ارزش ذاتی سهام، در صورتی که قیمت بازار کمتر از ارزش ذاتی برآورد شده باشد. سرمایه‌گذاران می‌توانند حاشیه ایمنی مناسبی را برای خود تعیین کنند.

تفاوت بین قیمت و ارزش ذاتی سهم در چیست؟

اگرچه هم ارزش بازار و قیمت و هم ارزش‌های ذاتی راهی برای ارزیابی یک شرکت هستند، اما تفاوت معنی‌داری بین این دو وجود دارد و قیمت بازاری لزوماً همان ارزش ذاتی سهم نیست.

به اختلاف قیمت بین قیمت بازار و ارزش سهم، حباب قیمتی گفته می‌شود. زمانی که قیمت بازاری سهم از ارزش ذاتی آن بیشتر باشد، به‌اصطلاح گفته می‌شود سهم دارای حباب مثبت است و بالعکس زمانی که قیمت بازاری سهم از ارزش ذاتی آن کمتر باشد، سهم دارای حباب منفی است.

به همین خاطر در بازار سرمایه ارزش ذاتی از فاکتورهای مهم برای تحلیلگران بنیادی است و آنها با مقایسه ارزش ذاتی با قیمت و ارزش بازاری سهم در خصوص خریدوفروش یا نگهداری سهام تصمیم می‌گیرند.

پارامتر

ارزش ذاتی

قیمت

تعریف

ارزش واقعی شرکت، بستگی به قیمت سهام ندارد

قیمت نشان دهنده قیمت فعلی سهم است

دارایی کم‌ارزش است و فرصت خرید باشد ( undervalue )

دارایی بیش از حد ارزش‌گذاری شده است و باید به فروش برسد ( overvalue )

آیا سهام هر یک از شرکت‌ها ارزش ذاتی مشخصی دارند یا ارزش ذاتی وابسته به دید سرمایه‌گذار است؟

از نظر کارشناسان برای محاسبه ارزش ذاتی و جریان‌های نقدینگی مفروضات، روش‌ها و نرخ تنزیل‌های متفاوت لحاظ می‌شود، به همین خاطر ارزش ذاتی سهام از نظر کارشناسان متفاوت می‌باشد.

تأثیر زمان بر ارزش ذاتی

اگر قیمت سهم باارزش ذاتی آن فاصله داشته باشد، تحلیلگران بر این باورند که در صورت ثبات سایر شرایط در بلندمدت، قیمت سهم به سمت ارزش ذاتی خود میل خواهد کرد.

اگر قیمت سهمی از ارزش ذاتی آن کم تر باشد، یعنی سهم ارزان‌تر است و سرمایه‌گذارانی که به ارزش سهم پی نبرده بودند به‌محض تشخیص عوامل بنیادی، اقدام به خرید سهم می‌کنند و این امر به افزایش قیمت سهم منجر می‌شود.

بالعکس زمانی که قیمت بازاری سهم از ارزش ذاتی آن بیشتر باشد، با گذشت زمان سرمایه‌گذاران متوجه گران بودن قیمت سهم می‌شوند و برای فروش آن اقدام می‌کنند. افزایش عرضه به کاهش قیمت سهم در بازار منجر خواهد شد.

زمان به سرمایه‌گذار کمک خواهد کرد تا به ارزش ذاتی سهم و ارزان یا گران بودن آن پی ببرد و تقاضای خود را بر اساس ارزش ذاتی سهم ایجاد کند.

جمع‌بندی

برخی از سرمایه‌گذاران ترجیح می‌دهند بدون درنظرگرفتن اصول اولیه شرکت، بر اساس قیمت سهام اقدام به معامله کنند. دیگران ممکن است خرید خود را بر اساس قیمت سهام بدون توجه به هیجان ات انجام دهند. بااین‌حال، در این مقاله، ما به روش‌های پی‌بردن به ارزش ذاتی ( Intrinsic value ) یک سهام پرداختیم.

مفهوم ارزش ذاتی سهام در بازار بورس

مفهوم ارزش ذاتی سهام در بازار بورس

ارزش ذاتی معیاری از ارزش یک دارایی است. این پارامتر به جای استفاده از قیمت بازار یک دارایی که در آن قیمت در حال معامله است، با استفاده از یک محاسبه عینی یا مدل مالی پیچیده به دست می آید. در تحلیل مالی، از این اصطلاح تا حد امکان، برای تعیین ارزش پایه یک شرکت و جریانات نقدی آن استفاده می شود.

توضیح بیشتر ارزش ذاتی

ارزش ذاتی

ارزش ذاتی یک اصطلاح گسترده با معانی پرکاربرد در چندین زمینه است. اغلب این اصطلاح به کار یک تحلیلگر مالی دلالت دارد که تلاش می کند ارزش ذاتی یک دارایی را از طریق استفاده از تحلیل بنیادی و تکنیکال برآورد کند. هیچ استاندارد جهانی برای محاسبه ارزش ذاتی یک شرکت وجود ندارد اما تحلیلگران مالی مدل های ارزش گذاری را بر اساس جنبه هایی از یک کسب و کار ایجاد می کنند که شامل عوامل کیفی، کمی و ادراکی است.

عوامل کیفی - مانند مدل کسب و کار، حاکمیت و بازارهای هدف - مواردی هستند که به نوع کسب و کار یک شرکت مربوط می شوند. عوامل کمی که در تحلیل بنیادی یافت می شوند، شامل نسبت های مالی و تجزیه و تحلیل صورت های مالی است. این عوامل به معیارهایی اشاره دارد که نشان می دهد کسب و کار چقدر خوب عمل می کند. عوامل ادراکی به دنبال جلب نظر سرمایه گذاران از ارزش نسبی یک دارایی هستند. این عوامل تا حد زیادی با استفاده از تحلیل تکنیکال محاسبه می شوند.

ایجاد یک مدل ریاضی موثر برای سنجش این عوامل، کار یک تحلیلگر بازار های مالی است. تحلیلگر باید از مفروضات مختلفی استفاده کند و سعی کند تا حد امکان اقدامات ذهنی را کاهش دهد و داده های موجود را به کار گیرد. با این حال، در پایان، هر گونه تخمینی حداقل تا حدی ذهنی است. تحلیلگر ارزش به دست آمده توسط مدل خود را با قیمت فعلی دارایی که در بازار در حال معامله است، مقایسه می کند تا تعیین کند که آیا دارایی بیشتر از ارزش یا کمتر، ارزش گذاری شده است.

برخی از تحلیلگران و سرمایه گذاران ممکن است وزن بیشتری را برای تیم هیئت مدیره یک شرکت قائل شوند در حالی که برخی دیگر ممکن است درآمد و بازدهی را به عنوان استاندارد طلایی در نظر بگیرند. به عنوان مثال، ممکن است یک شرکت سود ثابتی داشته باشد، اما مدیریت آن در چند وقت اخیر تصمیمات مناسبی در قبال مسائل مختلف اتخاذ نکرده اند که ممکن است قیمت سهام شرکت به خاطر این موضوع کاهش یابد. با این حال، با انجام تحلیلی از وضعیت مالی شرکت، هر تحلیلگر به یک مقدار برای ارزش ذاتی سهام شرکت می رسد و بر اساس آن برای خرید و فروش سهام آن تصمیم گیری می کند.

به طور معمول، سرمایه گذاران سعی می کنند از هر دو جنبه کیفی و کمی برای اندازه گیری ارزش ذاتی یک شرکت استفاده کنند اما سرمایه گذاران باید در ارزش ذاتی سهم چیست؟ نظر داشته باشند که نتیجه هنوز فقط یک تخمین است.

جریان نقدی تنزیل شده و ارزش ذاتی

ارزش ذاتی و تحلیل بنیادی

مدل جریان نقدی تنزیل شده (DCF) یک روش ارزیابی رایج برای تعیین ارزش ذاتی یک شرکت است. مدل DCF از جریان نقدی آزاد شرکت و میانگین وزن دار هزینه سرمایه (WACC) استفاده می کند. WACC ارزش زمانی پول را محاسبه می‌کند و سپس تمام جریان‌های نقدی آتی آن را به ارزش ذاتی سهم چیست؟ امروز محاسبه می کند.

میانگین وزن دار هزینه سرمایه، نرخ بازده مورد انتظاری است که سرمایه گذاران می خواهند به دست آورند که بالاتر از هزینه سرمایه شرکت است. یک شرکت سرمایه خود را با انتشار اوراق قرضه و یا سهام افزایش می دهد. مدل DCF همچنین جریان های درآمدی آتی را که ممکن است از یک پروژه یا سرمایه گذاری در یک شرکت دریافت شود، تخمین می زند. در حالت ایده آل، نرخ بازده و ارزش ذاتی باید بالاتر از هزینه سرمایه شرکت باشد.

جریان‌های نقدی آتی تنزیل می‌شوند به این معنی که نرخ بازده بدون ریسکی که می‌توان به‌جای پیگیری پروژه یا سرمایه‌گذاری به دست آورد، در معادله لحاظ می‌شود. به عبارت دیگر، بازده سرمایه گذاری باید بیشتر از نرخ بدون ریسک باشد. در غیر این صورت، پروژه ارزش پیگیری را نخواهد داشت زیرا ممکن است خطر ضرر وجود داشته باشد. سود خزانه داری در ایالات متحده معمولاً به عنوان نرخ بدون ریسک استفاده می شود که می توان آن را نرخ تنزیل نیز نامید.

ارزش ذاتی و ریسک بازار

یک عنصر ریسک بازار نیز در بسیاری از مدل های ارزش گذاری تخمین زده می شود. برای سهام، ریسک با پارامتری به نام بتا اندازه گیری می شود - تخمینی از میزان تغییرات قیمت سهام یا نوسانات آن. بتای برابر یک، خنثی یا مرتبط با کل بازار در نظر گرفته می شود. بتای بیشتر از یک به معنای افزایش ریسک نوسان یک سهم است در حالی که بتای کمتر از یک به معنای ریسک کمتری نسبت به کل بازار است. اگر سهام دارای بتای بالایی باشد، در مقایسه با سرمایه گذاری با بتای پایین، باید بازده بیشتری از جریان های نقدی برای جبران ریسک های افزایش یافته وجود داشته باشد.

همانطور که می بینیم، محاسبه ارزش ذاتی یک شرکت شامل عوامل مختلفی است که برخی از آنها تخمین ها و مفروضات هستند. سرمایه‌گذاری که از تحلیل کیفی استفاده می‌کند، نمی‌تواند بداند که یک تیم مدیریتی چقدر کارآمد خواهد بود یا ممکن است در آینده نزدیک با مشکلی جدی مواجه شود. استفاده از معیارهای کمّی برای تعیین ارزش ذاتی ممکن است ریسک بازار موجود در یک شرکت را دست کم بگیرد یا درآمد مورد انتظار یا جریان های نقدی را بیش از حد برآورد کند. علاوه بر این، بسته به محیط فعلی بازار، سرمایه‌گذاران ممکن است منافع بیشتر یا کمتری را برای نگهداری سهام در ماه‌های آینده مشاهده کنند؛ بنابراین این نیز باید در هر مدلی لحاظ شود.

به عنوان مثال اگر عرضه محصول جدید برای یک شرکت طبق برنامه پیش نرود چه اتفاقی می افتد؟ جریان های نقدی مورد انتظار آتی بدون شک کمتر از برآوردهای اولیه خواهد بود که ارزش ذاتی شرکت را بسیار کمتر از آنچه قبلاً تعیین شده بود، می کند.

فرمول های تعیین ارزش ذاتی سهام

ارزش گذاری

مدل های تنزیل سود سهام

وقتی ارزش ذاتی سهام را مشخص می کنید، پول نقد حرف اول را می زند! بسیاری از مدل‌ها ارزش بنیادی یک سهام را با متغیرهایی که عمدتاً به وجه نقد مربوط می‌شوند (به عنوان مثال، سود نقدی سهام و جریان‌های نقدی آتی)، محاسبه کرده و از ارزش زمانی پول (TVM) استفاده می‌کنند. یک مدل محبوب برای یافتن ارزش ذاتی یک شرکت، مدل تنزیل سود سهام (DDM) است. فرمول اصلی DDM به شرح زیر ارزش ذاتی سهم چیست؟ است:

P = EDPS/(CCE-DGR)

EDPS = سود نقدی مورد انتظار برای هر سهم

DGR = نرخ رشد سود سهام

یکی دیگر از انواع مدل های مبتنی بر سود سهام، مدل رشد گوردون (GGM) است، که فرض می‌کند شرکت در نظر گرفته شده در یک حالت ثابت قرار دارد - یعنی با سود سهام رو به رشد دائمی. این مدل به صورت زیر بیان می شود:

P = D1/(r-g)

P = ارزش فعلی سهام

D1 = سود سهام مورد انتظار یک سال از زمان حال

R =نرخ بازده مورد نیاز برای سرمایه گذاران سهام

G =نرخ رشد سالانه سود سهام مداوم

همانطور که از نام آن ها پیداست، این مدل ها سود سهامی را که یک شرکت به سهامداران پرداخت می کند، محاسبه می کنند که نشان دهنده توانایی شرکت در ایجاد جریان های نقدی است. انواع مختلفی از این مدل وجود دارد که هر کدام بسته به مفروضاتی که می‌خواهید در آن بگنجانید، متغیرهای مختلفی را شامل می‌شوند.

مدل های درآمد باقیمانده

یکی دیگر از روش های محاسبه این مقدار، مدل درآمد باقیمانده است که در ساده ترین شکل آن به صورت زیر بیان می شود:

V_0= BV_0+∑(RI_t/(1+r)^t)

BV_0 = ارزش دفتری جاری حقوق صاحبان سهام شرکت

RI_t = درآمد باقیمانده یک شرکت در دوره زمانی t

r = هزینه حقوق صاحبان سهام

ویژگی کلیدی این فرمول در این است که روش ارزیابی آن، ارزش سهام را بر اساس تفاوت سود هر سهم و ارزش دفتری هر سهم (در این مورد، درآمد باقیمانده اوراق بهادار) بدست می‌آورد تا به ارزش ذاتی برسد.

اساساً، این مدل به دنبال یافتن ارزش ذاتی سهام با اضافه کردن ارزش دفتری فعلی هر سهم آن با درآمد باقیمانده تنزیل شده آن است. (که می تواند ارزش دفتری را کاهش یا آن را افزایش دهد.)

مدل های جریان نقدی تنزیل شده

در نهایت، رایج ترین روش ارزش گذاری مورد استفاده برای یافتن ارزش بنیادی سهام، تجزیه و تحلیل جریان نقدی تنزیل شده (DCF) است که در ساده ترین شکل خود، شبیه DDM است:

DCF = CF1/(1+r) + CF2/(1+r)^2 + … + CFn/(1+r)^n

CFn = جریان های نقدی در دوره n

r = نرخ تنزیل، میانگین وزن دار هزینه سرمایه (WACC).

با استفاده از تجزیه و تحلیل DCF، می توانید ارزش منصفانه یک سهام را بر اساس جریان های نقدی پیش بینی شده در آینده تعیین کنید. برخلاف دو مدل قبلی، تجزیه و تحلیل DCF به دنبال جریان‌های نقدی آزاد است - یعنی جریان‌های نقدی که هزینه‌های غیرنقدی صورت سود و زیان (مانند استهلاک) را حذف می‌کند و شامل هزینه‌های تجهیزات و دارایی‌ها و همچنین تغییرات در سرمایه در گردش می‌شود. همچنین از WACC به عنوان یک متغیر تنزیل برای حساب کردن ارزش زمانی پول استفاده می کند.

چرا ارزش ذاتی اهمیت دارد؟

ارزش ذاتی و بازاری

در مدل‌های ذکر شده در بالا، تحلیلگران از این روش‌ها استفاده می‌کنند تا ببینند آیا ارزش ذاتی یک اوراق بهادار بالاتر یا کمتر از قیمت فعلی آن در بازار است یا نه و بر این اساس سهام را در دو دسته ی «overvalue» و «undervalue» طبقه‌بندی می کنند. به طور معمول، هنگام محاسبه ارزش ذاتی سهام، سرمایه گذاران می توانند حاشیه ایمنی مناسبی را تعیین کنند که در آن قیمت بازار کمتر از ارزش ذاتی برآورد شده است.

با گذاشتن یک "بالشتک" یا حاشیه اطمینان بین قیمت پایین تر بازار و قیمتی که فکر می کنید برابر ارزش ذاتی سهم است، میزان ضرری را که به خاطر ارزشگذاری اشتباهتان ممکن است متحمل شوید، محدودتر می کنید.

به عنوان مثال، فرض کنید در یک سال شرکتی را پیدا کردید که معتقدید دارای بنیادی قوی همراه با فرصت های جریان نقدی عالی است و در آن سال با قیمت 10 دلار به ازای هر سهم معامله می شود. پس از کشف DCF آن، متوجه می شوید که ارزش ذاتی آن به 15 دلار برای هر سهم نزدیک تر است: یک معامله 5 دلاری. با داشتن یک حاشیه ایمنی در حدود 35 درصد، این سهام را با ارزش 10 دلار خریداری خواهید کرد. اگر ارزش ذاتی آن یک سال بعد 3 دلار کاهش یابد، شما همچنان حداقل 2 دلار از ارزش اولیه DCF خود را دارید و در صورت کاهش قیمت سهام، فضای کافی برای فروش دارید.

برای یک مبتدی که می خواهد بازارها را بشناسد، ارزش ذاتی یک مفهوم حیاتی است که باید هنگام تحقیق در مورد شرکت ها و یافتن فرصت های مناسب برای سرمایه گذاری به خاطر بسپارد. ارزش ذاتی اگرچه معیار کاملی برای موفقیت یک سرمایه گذاری نیست اما استفاده از مدل هایی که بر اصول بنیادی تمرکز دارند، چشم انداز هوشیارانه ای را در مورد قیمت سهام ارائه می دهد.

سخن پایانی

سخن پایانی

هر مدل ارزش گذاری که تا به حال توسط یک استاد اقتصاد یا دانشگاه مالی ایجاد شده است، در معرض ریسک و نوسانات موجود در بازار و همچنین غیرمنطقی بودن سرمایه گذاران است. اگرچه محاسبه ارزش ذاتی ممکن است راهی تضمین شده برای کاهش تمام ضرر های ارزش ذاتی سهم چیست؟ پرتفوی شما نباشد اما نشانه واضح تری از سلامت یک سرمایه گذاری ارائه می دهد.

سرمایه گذاران ارزشی و دیگرانی که ترجیح می دهند سرمایه گذاری ها را براساس اصول بنیادی کسب و کار انتخاب کنند، این نشانه را جزء حیاتی برای انتخاب موفقیت آمیز سهام برای بلند مدت می دانند. از دیدگاه آنها، انتخاب سهام با قیمت های بازار کمتر از ارزش ذاتی آنها می تواند در هنگام ساخت یک پرتفوی ریسک ها را تا حد امکان کاهش دهد.

اگرچه ممکن است یک سهم در یک دوره در حال افزایش قیمت باشد اما اگر بیش از حد ارزش گذاری شده معامله شود، بهتر است منتظر بمانید تا بازار آن را به کمتر از ارزش ذاتی خود برساند تا به یک فرصت مناسب برای معامله دست پیدا کنید. این نه تنها شما را از ضررهای عمیق‌تر نجات می‌دهد بلکه به شما فرصتی برای تخصیص پول نقد به سایر گزینه های سرمایه‌گذاری امن‌تر مانند اوراق قرضه و سایر موارد می‌دهد.

نحوه تشخیص ارزش ذاتی سهام

چگونه بفهمیم یک سهم ارزش خرید دارد یا خیر؟ نکات مهم برای یافتن سهام های مستعد رشد بلدید؟ نحوه تشخیص ارزش ذاتی سهام بعضا خیلی ساده است ولی سرمایه گذاران بورسی به آن توجهی نمی ارزش ذاتی سهم چیست؟ کنند، دریغ از این که این موضوع تا چه اندازه حائز اهمیت است و میتواند سودآوری شما در یک معامله را تضمین کند. بنابراین اگر معامله های شما در بورس با شکست مواجه می شود و دوست دارید نحوه تشخیص ارزش ذاتی سهام را به زبان ساده یاد بگیرید، این مطلب دقیقا برای شماست و نحوه تشخیص ارزش واقعی سهام را کاملا رایگان به شما آموزش میدهد.

آموزش نحوه تشخیص ارزش ذاتی سهام

در مقاله نحوه شناسایی سهام مستعد رشد در بورس به این موضوع پرداختیم که ویژگی سهام مستعد رشد چیست و چطور باید آن ها را شناسایی کنیم و در این مطلب قصد داریم به آموزش نحوه تشخیص ارزش ذاتی سهام بپردازیم که موضوعی کاملا مجزاست و کاربرد آن در انجام معاملات بسیار زیاد است. سرمایه‌ گذاران و تحلیل‌ گران همواره در جستجوی بهترین سهام ها جهت سرمایه‌ گذاری مطمئن و پرسود هستند، ولی معیارهای آنان برای تشخیص بهترین فرصت سرمایه‌ گذاری با هم متفاوت است.

در صورتی که تمایل دارید در ارزهای دیجیتال مثل بیت کوین ، اتریوم و … سرمایه گذاری امن کنید و از امتیاز ۱۰ درصد تخفیف کارمزد در معاملات رمزارزها بهره مند شوید، میتوانید از طریق لینک زیر اقدام به ثبت نام ارزش ذاتی سهم چیست؟ نمایید؛

افرادی که به کمک تحلیل بنیادی برای معامله اقدام می کنند و به صورت معمول اهل سرمایه‌ گذاری‌ های طولانی مدت هستند، قبل از هر چیز به دنبال ارزش ذاتی سهام می روند. البته این را هم باید در نظر داشت که اهمیت ارزش ذاتی خیلی بالاست تا جایی که حتی معامله‌ گران تکنیکال هم به آن توجه ویژه ای دارند، ولی این که ارزش ذاتی سهام چیست و چگونه مسیر معامله گران را روشن می کند را قصد داریم در ادامه به صورت کامل مورد بررسی قرار دهیم.

ارزش ذاتی سهام چیست؟

ارزش ذاتی سهام تحت عنوان یکی از اصطلاحات مرسوم در بورس وجود دارد و از آن به عنوان معیاری برای معاملات سهام استفاده می گردد. ارزش ذاتی با استفاده از فرمول خاصی قابل محاسبه است که در ادامه به آن اشاره کرده ایم. در مرحله نخست می بایست فرق بین ارزش و قیمت سهم تعیین گردد، چرا که این دو مفهوم با یکدیگر متفاوت هستند؛ به عنوان مثال در بازار خودرو ارزش واقعی ماشین پراید برای همگان آشکار است ولی قیمت آن بسیار بالاست و با ارزش واقعی قطعات و امکاناتی که دارد بسیار متفاوت است که این یعنی ارزش واقعی پراید در بازار خودرو ایران نسبت به قیمت آن بسیار کم تر است.

قیمتی که سهم در طول روز در آن رنج خرید و فروش می شود را قیمت سهام می گویند. کشف این قیمت با استفاده از عوامل مختلفی امکان‌ پذیر است که برخی از این عوامل مانند میزان عرضه و تقاضا، هیجانات موجود در بازار، شرایط سیاسی کشور و مواردی از این دست هستند. از طرفی ارزش ذاتی سهم اهمیت و سودمندی آن سهم را مشخص می کند و دو عاملی که روی آن بسیار موثرند شامل عامل سودآوری و چگونگی کسب سود می باشد.

تحلیلگران و کارشناسان بازار سرمایه برای تعیین قدرت سودآوری یک سهم از ابزارهای گوناگونی کمک می گیرند تا ویژگی های سهم مدنظر را مورد بررسی قرار دهند ولی در این بین صورت‌ های مالی، شرایط رشد شرکت و امور مالی مربوط به آن در روند ارزیابی قرار می‌ گیرند و با استفاده از آن‌ ها تعیین خواهد شد که میزان سودآوری شرکت در آینده به چه صورت است. نکته ای که در این خصوص باید در نظر داشته باشید این است که براس بدست آوردن ارزش ذاتی سهم، بایستی جریان‌ ها و صورت‌ های مالی شرکت در سال‌ های آینده را پیش بینی نمایید.

در اصل ارزش ذاتی سهم به معیاری می گویند که در فرآیند تحلیل فاندامنتال و رویکردهای بنیادی مبنا قرار می گیرد. چنانچه شما به عنوان یک سرمایه‌ گذار بخواهید به صورت بلندمدت سرمایه گذاری کنید، این عامل به عنوان یکی از حائز اهمیت ترین عوامل فرآیند سرمایه‌ گذاری شما به حساب می آید. در بررسی هایی که از بازار بورس به عمل آمده است، دریافته اند که قیمت و ارزش یک سهم لزوما با هم برابر نمی باشند و در واقع قیمت سهم در گذر زمان به سمت ارزش سهم در حال حرکت خواهد بود.

آن دسته از سرمایه‌ گذارانی که در بورس و با استفاده از ابزار تحلیل بنیادی در حال حرکت هستند و معاملات را رصد می کنند، هنگامی که قیمت یک سهم از ارزش ذاتی‌ اش کم تر باشد برای خرید آن سهم اقدام می‌ کنند در این حالت به اصطلاح ارزش بازاری سهم نسبت به ارزش ذاتی سهم کم تر بوده است. این طور پیش‌ بینی می‌ شود که در آینده این سهم در بازار به سمت ارزش ذاتی خود حرکت کرده و در این فرآیند سهامدار به سودی که در نظر داشته است، دست پیدا خواهد کرد.

در نقطه مقابل وقتی که قیمت یک سهم به نسبت ارزش ذاتی آن بیشتر باشد، سهامداران برای فروش آن سهم اقدام می کنند، به این خاطر که در بازار ممکن است که قیمت سهم به ارزش واقعی خود برگشته و سهامداران فرصت فروش را از دست دهند. لذا می توان این طور دریافت که تفاوت قیمت و ارزش ذاتی یک سهم چگونه فرصت مناسبی را برای سهامداران به وجود می آورد که بتوانند در نقطه مناسب برای خرید و فروش سهم مدنظر اقدام نمایند.

اصطلاح حباب بازار نیز از همین مغایرت قیمت ایجاد شده است. زمانی را در نظر بگیرید که قیمت سهم بیشتر از ارزش ذاتی آن باشد، در این صورت حباب مثبت ایجاد خواهد شد و سهامداران بهتر است که برای فروش سهم اقدام نمایند. برعکس، چنانچه قیمت سهم از ارزش ذاتی آن کمتر باشد، حباب منفی ایجاد می شود و بهتر است که سرمایه‌ گذاران برای خرید این سهم اقدام نمایند.

دلیل تفاوت بین قيمت و ارزش ذاتی سهم چیست؟

در برآورد جريان های نقدی آينده عدم اطمينان هايی وجود دارد كه هر كدام از سهامداران طبق درک و مفروضات خود برای برآورد آن ها اقدام می كنند، در حالی كه رويدادهای بعدی در عالم واقعيت است كه تعيين كننده روند قيمتی سهم مطابق با معیارهایی مثل سوددهی واقعی می گردد.

چنانچه خوش بينی در بازار حکم فرما باشد، به احتمال زیاد ارزش جاری بالاتر از ارزش ذاتیي سهم خواهد رفت و در حالت بدبينیي هم به صورت معمول تخمين ها از واقعيت كه بعدها رخ می دهد، محتاطانه تر است.

نحوه محاسبه ارزش ذاتی یک سهم

مدل سود باقیمانده DDM یا گوردون مدلی است که به منظور محاسبه Intrinsic value برمبنای ارزش فعلی سود تقسیمی پیش بینی شده با نرخ ثابت مورد استفاده قرار می گیرد. طبق این مدل همواره شرکت وجود دارد و سود تقسیمی طبق یک نرخ مشخص به صورت پیوسته افزایش پیدا می کند.

نحوه تشخیص ارزش واقعی سهام

به منظور برآورد ارزش سهام، ارزش سهم تابعی از سودهای تقسیمی مورد انتظار در دوره آینده، هزینه حقوق صاحبان سهام و رشد مورد انتظار در سودهای تقسیمی است که در انتها به یک فرمول ریاضی ثابت منتهی خواهد شد که برمبنای یک سری بی نهایت از سودهای تقسیمی مورد انتظار در آینده قرار گرفته است. ارزش سهام را می‌ توان با استفاده از فرمول ریاضی زیر محاسبه کرد، این فرمول بر مبنای خواص ریاضی یک سری از اعداد در حال رشد با نرخ ثابت است که به شرح زیر می باشد؛

(Intrinsic value of ارزش ذاتی سهم چیست؟ stock = D÷(k-g (ارزش داتی سهام)

K: بازده مورد انتظار سرمایه‌ گذار

D: سود تقسمی مورد انتظار هر سهم

g: نرخ رشد مورد انتظار سود تقسیمی سهام

چگونه بفهمیم یک سهم ارزش خرید دارد؟

به صورت کلی می توان با استفاده از شیوه های ۴ گانه زیر، یک جمع‌ بندی مناسب در خصوص ارزش ذاتی یک سهم داشت. البته این نکته نیز قابل ذکر است که معیارهای متعدد دیگری هم برای تعیین قیمت سهام وجود دارند که به آن ها اشاره نکردیم، به همین خاطر موارد زیر تنها می‌ توانند به عنوان کمکی برای سرمایه‌ گذار در انجام معاملاتی بهینه‌ تر محسوب شوند.

۱) اخبار مهم منتشر شده درباره سهم

همواره اخبار عاملی بسیار مهم در نوسانات قیمتی سهام است، به همین خاطر همیشه اخبار منتشر شده در بازار بورس و اخبار مربوط به شرکت‌ های ارائه دهنده سهام را با دقت باید دنبال کرد. به عنوان مثال این طور فرض کنید که یک شرکت تولید خودرو در بازار بورس در حال فعالیت است، حال این شرکت در خبری اعلام می کند که در سال آینده، قرار است برای تولید خودرو جدید با طراحی بسیار عالی و کیفیتی مثال زدنی اقدام کند.

لذا باید در نظر داشته باشید که این خبر، حاکی از رشد آن شرکت و نیز جذابیت بیش‌تر آن برای مشتریان خواهد بود، بدین صورت که مشتریان خودرو، همیشه به دنبال خرید خودروهایی با کیفیت و زیبا هستند و این خبر می تواند رویکرد مثبتی را به معاملات این سهم بدهد تا مشخص شود که این خبر واقعیت دارد و قرار است به آن جامع عمل پوشانده شود یا خیر و اگر اخبار دروغ توسط شرکت و سازمان ها منتشر شود، اعتماد سرمایه گذار به آن شرکت و یا به صورت کلی به بورس از بین خواهد رفت و این موضوع در روند آتی معاملات شرکت و ورود پول حقیقی به بورس تاثیرات منفی را خواهد گذاشت.

۲) رصد الگوهای نوسانات پیشین

بعضی از سهام ها وجود دارند که در بازه‌ های زمانی تعیین شده ای، رفتارهای خاصی را از خود نشان می دهند، به عنوان مثال سهم مشخصی همیشه در ابتدای زمستان روند قیمتی مثبتی را طی می کند و در اواسط تابستان با کاهش قیمت مواجه می شود و این دقیقا آن چیزی است که می‌ توان از روی الگوی نوسانات قیمتی پیشین سهم مورد نظر به دست آورد.

لذا با نزدیک شدن به ابتدای زمستان، این انتظار را خواهیم داشت که ارزش سهم با افزایش مواجه شود و هر چقدر هم که به تابستان نزدیک می‌ شویم، روند قیمتی سهم با کاهش مواجه شود، به همین خاطر با بررسی نوسانات قبلی یک سهم قادریم روند های مشخص سهم های مختلف را شناسایی و در راستای موج های ایجاد شده حرکت کنیم تا سوددهی مناسبی را از این طریق به دست آوریم.

۳) ارزیابی وضعیت شرکت در بازار واقعی

از بهترین روش ها به منظور تعیین ارزش ذاتی یک سهم، بررسی وضعیت شرکت در بازار رقابتی است؛ به عنوان مثال این طور فرض کنید که شرکتی در زمینه ارائه محصولات نظافتی مشغول به کار است، حال در این بین، این شرکت در زمینه کاری خود رقبایی دارد.

لذا در این شرایط یک فرد سرمایه‌ گذار با بررسی وضعیت رقابت بین این شرکت‌ ها و بررسی میزان موفقیت شرکت مدنظر در برابر سایر رقبا، می‌ تواند در مورد ارزش ذاتی سهم آن شرکت تخمین هایی را انجام دهد، در این مورد این شرکت ارائه محصولات نظافتی، چنانچه توانسته باشد که روند رو به رشدی را در جذب مشتریان بازار حفظ کند، می‌ توان به مثبت بودن آینده آن شرکت و در نتیجه افزایش ارزش قیمتی سهام آن بینش مثبتی را داشت.

۴) گزارش‌ های پایان سال مالی شرکت

از کلیدی‌ ترین نکات در تشخیص ارزش ذاتی یک سهم، گزارش‌ های مالی منتشر شده به وسیله خود شرکت‌ هاست. همه شرکت‌ های فعال در بازار سرمایه، موظف هستند در زمان مشخصی برای ارائه گزارش‌ های دوره‌ ای از عملکرد خود اقدام کنند، به همین خاطر با بررسی و مطالعه این گزارش‌ های عمومی، قادریم تصمیمات بسیار بهتری را در مورد ارزش ارزش ذاتی سهم چیست؟ ذاتی سهام آن شرکت اتخاذ کنیم.

نتیجه گیری و کلام پایانی

در بورس معیارها و ابزارهای متنوعی برای معامله سهام وجود دارد و سرمایه‌ گذارانی که با استفاده از تحلیل فاندامنتال به بررسی و ارزیابی بازار و وضعیت شرکت‌ های بورسی می‌ پردازند، می توانند با به دست آوردن ارزش ذاتی و واقعی سهام یک شرکت، نسبت به معامله آن تصمیم‌ گیری مناسب تر و واقعی تری انجام دهند.

تحلیلگران خبره بازار سرمایه بر این باورند که با استفاده از تعیین ارزش ذاتی سهام یک شرکت، می‌ توان به موقعیت های عالی برای خرید و فروش آن سهم دست پیدا کرد و از این رویکرد به سوددهی بسیاری در جریان سرمایه‌ گذاری منجر خواهد شد.

همان طور که ابتدای مطلب قولش را داده بودیم، نحوه تشخیص ارزش ذاتی سهام را کامل مورد بررسی قرار دادیم.

چنانچه به دنیای بورس علاقه مندید، حتما مطلب علت افزایش قیمت سهام در بورس چیست؟ نیز برای شما جذابیت دارد.

اگر سوال یا ابهامی در مورد این که چگونه یک سهام ارزشمند را تشخیص بدهید دارید، حتما در بخش دیدگاه ها بنویسید تا در اسرع وقت پاسخ دهیم.

ارزش ذاتی

ارزش ذاتی

تعریف ارزش ذاتی چیست؟

ارزش ذاتی عبارت است از:

یک. ارزش حقیقی یک شرکت یا دارایی بر اساس درک پایه ای از ارزش واقعی آن شامل همه جنبه‌های کسب‌وکار، هم از نظر عوامل مشهود و هم نامشهود. این ارزش ممکن است مشابه ارزش جاری بازار بوده و یا مشابه آن نباشد. سرمایه گذاران ارزشی از انواع مختلفی از تکنیک های تحلیلی برای تخمین ارزش ذاتی اوراق بهادار استفاده می‌کنند، به این امید که گزینه‌هایی برای سرمایه گذاری بیابند که در آن ارزش ذاتـی سرمایه گذاری، قیمت جاری آن را پشت سر بگذارد.

دو. برای اوراق اختیار خرید، ارزش ذاتی تفاوت بین قیمت سهام مبنا و قیمت اعمال است. برای اوراق اختیار فروش، تفاوت ذکر شده در قیمت اعمال و قیمت سهام مبناست. در مورد هر دو نوع اوراق اختیار معاملات، اگر تفاوت ارزش منفی باشد، ارزش ذاتـی صفر خواهد بود.

توضیحات مدیر مالی در مورد ارزش ذاتـی

به طور مثال، سرمایه گذاران ارزشی که از تحلیل بنیادی پیروی می‌کنند به هر دو جنبه کیفی (مدل کسب‌وکار، حاکمیت شرکتی، عوامل بازار هدف و غیره) و کمی (نسبت ها، تحلیل صورتحساب مالی و غیره) توجه می‌کنند تا ببینند که آیا شرکت در حال حاضر مطلوب بازار است و آیا واقعاً بیش از قیمت فعلی‌اش، ارزش دارد یا خیر.

در مورد اختیار معاملات ارزش ذاتی قسمت مثبت هزینه اختیار است. به طور مثال، اگر یک اختیار خرید قیمت را ۱۵ دلار اعلام کند و قیمت بازار سهام مبنا ۲۵ دلار باشد، پس ارزش ذاتی اختیار خرید ۱۰ دلار خواهد بود. ارزش یک اختیار معمولاً هیچ‌گاه کمتر از آنچه یک دارنده اختیار می‌تواند به دست آورد، نخواهد بود.

معادل‌ انگلیسی ارزش ذاتی عبارت است از:

Intrinsic Value

اگر سؤال یا نظری دارید لطفاً در بخش پرسش و پاسخ سؤالات مالی مطرح کنید. همین‌طور با اشتراک‌گذاری این نوشته در شبکه‌های اجتماعی شما هم در توسعه دانش مالی و سرمایه گذاری شریک شوید.

ارزش ذاتی

ارزش ذاتی

تعریف ارزش ذاتی چیست؟

ارزش ذاتی عبارت است از:

یک. ارزش حقیقی یک شرکت یا دارایی بر اساس درک پایه ای از ارزش واقعی آن شامل همه جنبه‌های کسب‌وکار، هم از نظر عوامل مشهود و هم نامشهود. این ارزش ممکن است مشابه ارزش جاری بازار بوده و یا مشابه آن نباشد. سرمایه گذاران ارزشی از انواع مختلفی از تکنیک های تحلیلی برای تخمین ارزش ذاتی اوراق بهادار استفاده می‌کنند، به این امید که گزینه‌هایی برای سرمایه گذاری بیابند که در آن ارزش ذاتـی سرمایه گذاری، قیمت جاری آن را پشت سر بگذارد.

دو. برای اوراق اختیار خرید، ارزش ذاتی تفاوت بین قیمت سهام مبنا و قیمت اعمال است. برای اوراق اختیار فروش، تفاوت ذکر شده در قیمت اعمال و قیمت سهام مبناست. در مورد هر دو نوع اوراق اختیار معاملات، اگر تفاوت ارزش منفی باشد، ارزش ذاتـی صفر خواهد بود.

توضیحات مدیر مالی در مورد ارزش ذاتـی

به طور مثال، سرمایه گذاران ارزشی که از تحلیل بنیادی پیروی می‌کنند به هر دو جنبه کیفی (مدل کسب‌وکار، حاکمیت شرکتی، عوامل بازار هدف و غیره) و کمی (نسبت ها، تحلیل صورتحساب مالی و غیره) توجه می‌کنند تا ببینند که آیا شرکت در حال حاضر مطلوب بازار است و آیا واقعاً بیش از قیمت فعلی‌اش، ارزش دارد یا خیر.

در مورد اختیار معاملات ارزش ذاتی قسمت مثبت هزینه اختیار است. به طور مثال، اگر یک اختیار خرید قیمت را ۱۵ دلار اعلام کند و قیمت بازار سهام مبنا ۲۵ دلار باشد، پس ارزش ذاتی اختیار خرید ۱۰ دلار خواهد بود. ارزش یک اختیار معمولاً هیچ‌گاه کمتر از آنچه یک دارنده اختیار می‌تواند به دست آورد، نخواهد بود.

معادل‌ انگلیسی ارزش ذاتی عبارت است از:

Intrinsic Value

اگر سؤال یا نظری دارید لطفاً در بخش پرسش و پاسخ سؤالات مالی مطرح کنید. همین‌طور با اشتراک‌گذاری این نوشته در شبکه‌های اجتماعی شما هم در توسعه دانش مالی و سرمایه گذاری شریک شوید.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.