الگوی گارتلی نزولی


از آنجا که تشریح الگوی یادشده در صفحه 222 کتاب « Profits In The Stock Market» صورت پذیرفته بود، در محافل تحلیل گری این الگو به الگوی «گارتلی 222» مشهور شد. الگوی گارتلی تا سالها به عنوان یک الگوی محبوب معاملاتی مورد استفاده فعالان بازار قرار گرفت. معیار اصلی در تشخیص این الگو، وقوع یک حرکت اصلاحی متشکل از 3 بازو پس از شکل گیری یک گام نیرومند اولیه بود که بازوی اول و سوم این حرکت اصلاحی با هم برابر بوده و خلاف جهت حرکت نیرومند نخستین باشند. در این مدت هیج نسبت خاصی برای چهارچوب بندی دقیق تر میان اضلاع و نقاط الگو وجود نداشت و تنها ساختار کلی الگو برای تحلیلگر و معامله گر کفایت می کرد. سالها بعد و در دهه 1990 میلادی، شخصی به نام «اسکات کارنی» دست به تدقیق نسبتهای میان اضلاع و نقاط الگو بر اساس اعداد فیبوناچی زد و در کتاب نخست خود تحت عنوان «Harmonic Trader» و تبیین بیشتر این الگو پرداخت. مطابق با آموزه های آقای کارنی، الگوی گارتلی برای عملکرد بهتر بایستی به صورت ذیل بوده و نسبتهای نشان داده شده در آن برقرار باشند:

آموزش الگوی قیمتی گارتلی در بورس

الگوی قیمتی گارتلی یک الگوی نمودار هارمونیک است. که بر اساس اعداد و نسبتهای فیبوناچی است و به معامله گران کمک می کند. تا بالاترین و پایین ترین سطح واکنش ها را تشخیص دهند. در کتاب خود سود در بازار سهام ، H.M. گارتلی پایه و اساس الگوهای نمودار هارمونیک را در سال 1935 پایه گذاری کرد. الگوی گارتلی رایج ترین الگوی نمودار هارمونیک است. لری پساوانتو بعداً نسبتهای فیبوناچی را در کتاب خود نسبتهای فیبوناچی با تشخیص الگو به الگو اعمال کرد.

نکات الگوی قیمتی گارتلی

  • الگوهای گارتلی رایج ترین الگوی نمودار هارمونیک هستند.
  • نقطه توقف ضرر اغلب در نقطه 0 یا X قرار می گیرد و سود سود اغلب در نقطه C تعیین می شود.
  • الگوهای گارتلی الگوی گارتلی نزولی باید همراه با سایر اشکال تجزیه و تحلیل فنی استفاده شوند که می توانند به عنوان تأیید عمل کنند.

توضیح الگوهای گارتلی

الگوی قیمتی گارتلی رایج ترین الگوی نمودار هارمونیک است. الگوهای هارمونیک بر این فرض عمل می کنند. که دنباله های فیبوناچی می توانند برای ساخت ساختارهای هندسی، مانند شکست و عقب نشینی، در قیمت استفاده شوند. نسبت فیبوناچی در طبیعت رایج است و در میان تحلیلگران فنی که از ابزارهایی مانند بازگردانی فیبوناچی، برنامه های افزودنی، طرفداران، خوشه ها و مناطق زمانی استفاده می کنند. به یک منطقه الگوی گارتلی نزولی متمرکز محبوب تبدیل شده است.

بسیاری از تحلیلگران فنی از الگوی قیمتی گارتلی به همراه سایر الگوهای نمودار یا شاخص های فنی(الگوی قیمت فنجان و دسته) استفاده می کنند. به عنوان مثال ، این الگو ممکن است یک تصویر کلی از جایی که قیمت در درازمدت به آنجا می رسد ارائه دهد. در حالی که معامله گران بر اجرای معاملات کوتاه مدت در جهت روند پیش بینی شده تمرکز می کنند. اهداف شکست و شکست قیمت نیز ممکن است. به عنوان سطح حمایت و مقاومت توسط معامله گران استفاده شود.

مزیت اصلی این نوع الگوهای نمودار این است که آنها بینش خاصی را در مورد زمان و اندازه حرکت قیمت ارائه می دهند نه اینکه فقط به یکی یا دیگری نگاه کنیم.

سایر الگوهای نمودار هندسی محبوب مورد استفاده معامله گران شامل Elliott Waves است. که پیش بینی های مشابهی از روندها را در آینده بر اساس ظاهر تغییرات قیمت و ارتباط آنها با یکدیگر انجام می دهد.

شناسایی الگوهای گارتلی

در اینجا نحوه ساختار الگوی گارتلی آمده است:

الگوی گارتلی در بالا روند صعودی را از نقطه 0 به نقطه 1 با تغییر قیمت در نقطه 1 نشان می دهد. با استفاده از نسبت های فیبوناچی ، اصلاح بین نقطه 0 و نقطه 2 باید 61.8 باشد. در نقطه 2 ، قیمت دوباره به نقطه 3 برمی گردد ، که باید 38.2٪ از نقطه 1 باشد. در نقطه 3 ، قیمت به نقطه 4. بر می گردد. در نقطه 4 ، الگو کامل است و سیگنال های خرید با یک حرکت صعودی تولید می شود. هدفی که با نقطه 3 ، نقطه 1 و 161.8 increase افزایش از نقطه 1 به عنوان هدف نهایی قیمت مطابقت دارد. در اغلب موارد ، نقطه 0 به عنوان سطح توقف ضرر برای کل تجارت مورد استفاده قرار می گیرد. این سطوح فیبوناچی نیازی به دقت ندارند ، اما هرچه نزدیکتر باشند ، الگوی قابل اطمینان تری است.

نسخه نزولی الگوی گارتلی به سادگی معکوس الگوی صعودی است(آشنایی با نمودار میله‌ای) و هنگامی که الگو تا نقطه چهارم به پایان می رسد ، روند نزولی با چندین هدف قیمت را پیش بینی می کند.

نمونه دنیای واقعی از الگوی گارتلی

در اینجا نمونه ای از الگوی Gartley در جفت ارز AUD/USD ظاهر می شود:

در نمودار بالا ، الگوی گارتلی با حرکت صعودی بالاتر دنبال می شود. نقطه X یا 0.70550 می تواند به عنوان نقطه توقف ضرر معاملات مورد استفاده قرار گیرد. نقطه سود را می توان در نقطه C یا حدود 0.71300 تعیین کرد.

الگوی پروانه و خفاش – الگوی گارتلی ❤️ آموزش تصویری

الگوی پروانه

الگوی پروانه یکی از پرکاربردترین الگوها در تحلیل تکنیکال بازارهای سرمایه گذاری است که به نوعی، تکامل یافته‌ی الگوی قدیمی (دهه 1930) گارتلی است. این الگو، از مدل برگشتی بوده و از نظر طبقه‌بندی، در قسمت الگوهای هارمونیک قرار می‌گیرد. پیش از بررسی این الگو، ابتدا اجازه دهید تا تاریخچه‌ای در خصوص آن مطرح کنیم.

این مقاله، بخشی از دوره‌ی رایگان آموزش فارکس وبسایت معامله گر ایرانی بوده که می‌توانید برای یادگیری کامل فارکس و فعالیت در این بازار پرسود، با ما و سایر دانشجویان، همراه شوید.

الگوی گارتلی

روزی روزگاری، تریدر باهوش و مجنونی به نام هارولد مک کینلی گارتلی زندگی می‌کرد. او در اواسط دهه 1930 مدیر یک مجموعه خدمات مشاوره‌ای بورس بود که طرفداران زیادی هم داشت. این مرکز خدمات مشاوره‌ای یکی از اولین مجموعه‌هایی بود که از روش‌های علمی و آماری برای تحلیل رفتار بازار سهام استفاده می‌کرد. به گفته گارتلی، وی در نهایت موفق شده بود دو مورد از بزرگترین مشکلات معامله گران را حل کند: اینکه چه چیزی را بخرند و اینکه این چیز را در چه زمانی بخرند.

دیری نپایید، معامله گران دریافتند که این الگوها را می‌توان در سایر بازارها نیز استفاده کرد. از آن زمان به بعد، کتاب های متنوع، نرم افزارهای معاملاتی و الگوهای مختلف (از جمله الگوی پروانه و خفاش) بر اساس گارتلی‌ها ساخته شده‌اند. بله هارولد مبدع الگوی گارتلی بود.

الگوی موسوم به 222

الگوی “222” گارتلی بر اساس شماره صفحه‌ای که این الگو در کتاب وی، یعنی “سود در بازار سهام” آمده بود، نام گذاری شده است. گارتلی‌ها الگوهایی هستند که شامل الگوی پایه ABCD که قبلا در مورد آنها صحبت کردیم، بوده، با این تفاوت که پیش از الگو، سقف و کف‌های مهم و قابل توجهی پدیدار می‌شوند. این الگوها به طور معمول وقتی شکل می‌گیرند که تصحیح روند کلی در حال انجام بوده و ظاهر آن شبیه حرف M برای الگوهای صعودی و یا “W” برای الگوهای نزولی است. با استفاده از این الگوها معامله گران می‌توانند نقاط مناسب ورود برای سوار شدن بر روی روند کلی را پیدا کنند.

الگوی معاملاتی گارتلی

تشخیص الگوی گارتلی

یک الگوی گارتلی زمانی تشکیل می‌شود که قیمت اخیرا در یک روند صعودی (یا نزولی) در حال پیشروی بوده، اما کم کم نشانه‌هایی از تصحیح را نشان دهد. آنچه باعث می‌شود گارتلی پس از شکل گیری به چنین آرایش زیبایی بدل شود، این است که نقاط برگشتی، همان سطح فیبوناچی اصلاحی و سطح فیبوناچی گسترشی هستند. این نشانه‌ای قوی است که این جفت ارز ممکن است برگشت کند.

شناسایی این الگو ممکن است کمی دشوار باشد و بعد از اینکه الگو را شناسایی کردید، با انداختن ابزارهای فیبوناچی روی آن، احتمالا کار دشوارتر هم می‌شود. نکته اصلی برای جلوگیری از این همه سردرگمی این است که کارها را مرحله به مرحله انجام دهید. در هر صورت، این الگو شامل یک الگوی ABCD صعودی یا نزولی است، اما یک نقطه (X) که فراتر از نقطه D قرار دارد نیز، پیش از آن می‌آید.

ترسیم الگوی گارتلی

الگوی “دقیق” گارتلی دارای ویژگی های زیر است:

  • حرکت AB باید اصلاح 618. از حرکت XA باشد.
  • حرکت BC باید اصلاح 382. یا 886. از حرکت AB باشد.
  • اگر اصلاح حرکت BC معادل 382. از حرکت AB باشد ، در اینصورت CD باید معادل 1.272 از حرکت BC باشد. اگر حرکت BC معادل 886. از حرکت AB باشد ، در اینصورت CD باید برابر با 1.618 امتداد حرکت AB باشد.
  • حرکت CD باید اصلاح 786. از حرکت XA باشد.

الگوی پروانه و خفاش: گونه های جهش یافته گارتلی

با گذشت زمان، محبوبیت الگوی گارتلی افزایش یافت و مردم در نهایت انواع گونه‌ها را با ایجاد تغییراتی ارائه دادند. به دلایلی عجیب، کاشفان این گونه‌ها تصمیم گرفتند آن‌ها را به نام حیوانات نامگذاری کنند (شاید عضو انجمن مقابله با حیوان آزاری بودند!). وراجی بس است، این مجموعه حیوانات با گارتلی ادغام شدند و الگوی پروانه و خرچنگ و خفاش را ایجاد کردند.

الگوی خرچنگ

الگوی خرچنگ صعودی و نزولی

در سال 2000 میلادی، اسکات کارنی، از پیروان متعصب مکتب الگوهای هارمونیک، الگوی “خرچنگ” را کشف کرد. به گفته وی، خرچنگ صحیح‌ترین حالت در میان همه‌ی الگوهای هارمونیک بوده و آن به این دلیل است که در دورترین منطقه بالقوه برگشتی از حرکت XA است. (این منطقه گاهی اوقات به نام “قیمت برنگردد لباسم را می فروشم” نیز نامیده می شود!). نسبت پاداش به ریسک این الگو بالا بوده، چراکه شما می‌توانید حد ضرر بسیار تنگی قرار دهید. الگوی “دقیق” خرچنگ باید جنبه های زیر را داشته باشد:

  1. حرکت AB باید 0.382 یا 618. اصلاح از حرکت XA باشد.
  2. حرکت BC می تواند 382. یا 886. اصلاح از حرکت AB باشد.
  3. اگر اصلاح حرکت BC برابر با 382. از حرکت AB باشد ، در اینصورت CD باید 2.24 از حرکت BC باشد. اگر حرکت BC برابر با 0.886 از حرکت AB باشد ، در اینصورت CD باید گسترش 3.618 از حرکت BC باشد.
  4. CD باید گسترش 1.618 از حرکت XA باشد.

الگوی خفاش

الگوی خفاش صعودی و نزولی

سال 2001 میلادی، اسکات کارنی الگوی قیمتی هارمونیک دیگری را با نام “خفاش” پایه‌گذاری کرد. الگوی خفاش با اصلاح 0.886 از حرکت XA به عنوان منطقه بالقوه برگشتی تعریف می‌شود. الگوی خفاش دارای مشخصه‌های زیر است:

  1. حرکت AB باید اصلاح 0.382 یا 0.500 از حرکت XA باشد.
  2. حرکت BC می تواند اصلاح 382. یا 886. از حرکت AB باشد.
  3. اگر اصلاح حرکت BC برابر با 0.382 از حرکت AB باشد، در اینصورت CD باید گسترش 1.618 از حرکت BC باشد. اگر حرکت BC برابر با 0.886 از حرکت AB باشد، در اینصورت CD باید گسترش 2.618 از حرکت BC باشد.
  4. CD باید اصلاح 886. از حرکت XA باشد.

الگوی پروانه

الگوی پروانه صعودی و نزولی

خب حالا دیگر نوبت به الگوی پروانه پروانه رسید! اگر این آرایش را شناسایی کنید، مطمئنا به خاطر پیپ‌های خفنی که قرار است شکار کنید، جشن می‌گیرید! الگوی دقیق پروانه که توسط برایس گیلمور ابداع شد، با اصلاح 0.786 از حرکت AB نسبت به حرکت XA تعریف می شود. الگوی پروانه شامل ویژگی های زیر است:

  1. حرکت AB باید اصلاح 0.786 از حرکت XA باشد.
  2. حرکت BC می تواند اصلاح 0.382 یا 886. از حرکت AB باشد.
  3. اگر اصلاح حرکت BC برابر با 0.382 از حرکت AB باشد، در اینصورت CD باید امتداد 1.618 از حرکت BC باشد. اگر حرکت BC برابر با 0.886 از حرکت AB باشد، در اینصورت CD باید گسترش 2.618 از حرکت BC باشد.
  4. CD باید برابر با گسترش 1.27 یا 1.618 از حرکت XA باشد.

درس مربوط به الگوی پروانه که خود نوعی تکامل یافته از گارتلی بود، به پایان رسید. بهتر نیست که در کنار این الگوی کاربردی، با الگوی مهم دیگر در بازار فارکس با نام الگوی سر و شانه آشنا شوید؟ اگر این دو الگو را بدانید، قطعا سود بیشتری از هر معامله نصیب شما خواهد شد.

الگوی پروانه یکی از الگوهای هارمونیک و برگشتی است که توسط برایس گیلمور ابداع شده است. این الگو در حقیقت تکامل یافته‌ی یک الگوی قدیمی و کاربردی با نام گارتلی است که در اواسط دهه 1930 میلادی و توسط فردی با همین نام ایجاد شده بود.

از این الگو در بازارهای رونددار استفاده شده و باید چهار خط بین نقاط A تا D ترسیم کرد. در روند صعودی، الگوی W مانند و در روند نزولی الگوی M مانند ایجاد شده که بر اساس الگوی پروانه باید اندازه‌ی هر خط، در مقیاس مشخصی باشد تا بتوان روند آتی بازار را شناسایی کرده و سود خوبی از هر معامله کسب کرد.

الگو خفاش نیز یکی از مدل‌های تکامل یافته گارتلی است که در سال 2000 میلادی توسط فردی به نام اسکات کارنی ابداع شد. در این الگو، اندازه خطوط با گارتلی متفاوت بوده و نسبت پاداش به ریسک بالاتر است.

الگو گارتلی بر اساس شماره صفحه‌ی کتابی با عنوان "سود در بازار سهام" به نگارش گارتلی ابداع شده است. گارتلی مدیر مجموعه‌ی مشاوره سرمایه گذاری در بورس بوده و در اواسط دهه 1930 میلادی توانست یک سری الگوی کاربردی را معرفی کند. هدف گارتلی دو چیز بود:

  • چه چیزی را باید بخریم؟
  • در چه زمانی باید بخریم؟

به نظر می‌رسد که با گذشت نزدیک به یک قرن از این الگو، هنوز هم منطق و محاسبات آماری و علمی گارتلی برای بازارها کاربردی بوده و به همین جهت، طرفداران بسیاری دارد.

تاریخچه تکاملی الگوی گارتلی

یکی از الگوهای هارمونیک پرطرفدار میان معامله گران بازارهای مالی الگوی گارتلی می باشد. این الگو معمولاً در انتهای موج 2 یا B الیوتی تشکیل شده و از این رو مورد علاقه معامله گران است چرا که بعد از اتمام موج 2 یا B، موج 3 یا C آغاز می گردد که قدرتمندترین موج الیوتی بوده و بیشترین بازدهی تحلیلگران خبره تکنیکال در این موج حاصل می شود. الگوی گارتلی در دهه 1930 توسط شخصی به همین نام یعنی Harold McKinley Gartley و در کتاب وی تحت عنوان «Profits In The Stock Market» به تحلیلگران و معامله گران بازارهای مالی معرفی شد. گارتلی در این کتاب اشاره نمود که وقتی بعد از یک حرکت نیرومند، واکنشی در قالب یک الگوی 3-موجی در خلاف جهت حرکت یادشده رخ بدهد که طی آن دو بازو در خلاف جهت حرکت اولیه و تقریباً برابر هم شکل باشند، بازار مستعد ادامه حرکت در جهت حرکت اولیه بوده و بازوی اصلاحی مخالف روند جدید در شرف پایان است.

الگوی گارتلی در صفحه 222 کتاب Profits In The Stock Market

از آنجا که تشریح الگوی یادشده در صفحه 222 کتاب « Profits In The Stock Market» صورت پذیرفته بود، در محافل تحلیل گری این الگو به الگوی «گارتلی 222» مشهور شد. الگوی گارتلی تا سالها به عنوان یک الگوی محبوب معاملاتی مورد استفاده فعالان بازار قرار گرفت. معیار اصلی در تشخیص این الگو، وقوع یک حرکت اصلاحی متشکل از 3 بازو پس از شکل گیری یک گام نیرومند اولیه بود که بازوی اول و سوم این حرکت اصلاحی با هم برابر بوده و خلاف جهت حرکت نیرومند نخستین باشند. در این مدت هیج نسبت خاصی برای چهارچوب بندی دقیق تر میان اضلاع و نقاط الگو وجود نداشت و تنها ساختار کلی الگو برای تحلیلگر و معامله گر کفایت می کرد. سالها بعد و در دهه 1990 میلادی، شخصی به نام «اسکات کارنی» دست به تدقیق نسبتهای میان اضلاع و نقاط الگو بر اساس اعداد فیبوناچی زد و در کتاب نخست خود تحت عنوان «Harmonic Trader» و تبیین بیشتر این الگو پرداخت. مطابق با آموزه های آقای کارنی، الگوی گارتلی برای عملکرد بهتر بایستی به صورت ذیل بوده و نسبتهای نشان داده شده در آن برقرار باشند:

نسبت های میان بازوهای 5 گانه الگوی گارتلی طبق آموزه های اسکات کارنی

نکات مهم هنگام معامله گری بر اساس االگوی گارتلی:

1-الگوی گارتلی معمولاً یک الگوی برگشتی قوی بوده و لذا بهتر است که پیش از شکل گیری آن یک روند طولانی در جهت عکس داشته باشیم. مثلاً اگر یک الگوی گارتلی صعودی می بینید، اگر پیش از شکل گیری این الگو یک روند طولانی نزولی داشته باشیم، احتمال عملکرد موفقیت آمیز الگوی گارتلی بیشتر خواهدبود. 2- پس از تکمیل الگوی گارتلی، در صورتی که قیمت از نقطه B عبور کند، نخستین نشانه حرکت قدرتمند روندی که الگوی گارتلی معمولاً پیشآهنگ آن می باشد ظاهر شده است. در واقع صعود قیمت به بالای نقطه B در گارتلی صعودی و نزول قیمت به پایین نقطه B در گارتلی نزولی به منزله متداخل شدن موج اصلاحی آغاز شده از نقطه A می باشد و نخستین نشانه ورود دوباره بازیگران هوشمندی است که بازوی نیرومند XA را رقم زده بودند. «رابرت ماینر» به عنوان یک معامله گر موفق همواره از متداخل شدن امواج به عنوان یکی از پارامترهای اصلی تحلیلی خود در راستای سنجش قدرت و ضعف حرکات بازار بهره می برد. 3- در صورتی که بین بازوی XA و بازوی AD یک واگرایی زمانی معمولی هم جهت با الگو (یعنی TD+ برای گارتلی صعودی و TD- برای گارتلی نزولی) شکل بگیرد، عملاً یک نشانه نیرومند مبتنی بر تقویت احتمال عملکرد درست و کیفیت بالای الگو صادرشده است. 4- در صورتی که در گام های نهایی بازوی CD، یک واگرایی معمولی هم جهت با الگو (یعنی RD+ برای گارتلی صعودی و RD- برای گارتلی نزولی) شکل بگیرد، معامله گر بایستی آماده تریگرگیری در راستای سوار شدن بر موج انفجاری صعودی یا نزولی در جهت الگوی گارتلی باشد.

آموزش الگوی قیمتی گارتلی در بورس

الگوی قیمتی گارتلی یک الگوی نمودار هارمونیک است. که بر اساس اعداد و نسبتهای فیبوناچی است و به معامله گران کمک می کند. تا بالاترین و پایین ترین سطح واکنش ها را تشخیص دهند. در کتاب خود سود در بازار سهام ، H.M. گارتلی پایه و اساس الگوهای نمودار هارمونیک را در سال 1935 پایه گذاری کرد. الگوی گارتلی رایج ترین الگوی نمودار هارمونیک است. لری پساوانتو بعداً نسبتهای فیبوناچی را در کتاب خود نسبتهای فیبوناچی با تشخیص الگو به الگو اعمال کرد.

نکات الگوی قیمتی گارتلی

  • الگوهای گارتلی رایج ترین الگوی نمودار هارمونیک هستند.
  • نقطه توقف ضرر اغلب در نقطه 0 یا X قرار می گیرد و سود سود اغلب در نقطه C تعیین می شود.
  • الگوهای گارتلی باید همراه با سایر اشکال تجزیه و تحلیل فنی استفاده شوند که می توانند به عنوان تأیید عمل کنند.

توضیح الگوهای گارتلی

الگوی قیمتی گارتلی رایج ترین الگوی نمودار هارمونیک است. الگوهای هارمونیک بر این فرض عمل می کنند. که دنباله های فیبوناچی می توانند برای ساخت ساختارهای هندسی، مانند شکست و عقب نشینی، در قیمت استفاده شوند. نسبت فیبوناچی در طبیعت رایج است و در میان تحلیلگران فنی که از ابزارهایی مانند بازگردانی فیبوناچی، برنامه های افزودنی، طرفداران، خوشه ها و مناطق زمانی استفاده می کنند. به یک منطقه متمرکز محبوب تبدیل شده است.

بسیاری از تحلیلگران فنی از الگوی قیمتی گارتلی به همراه سایر الگوهای نمودار یا شاخص های فنی(الگوی قیمت فنجان و دسته) استفاده می کنند. به عنوان مثال ، این الگو ممکن است یک تصویر کلی از جایی که قیمت در درازمدت به آنجا می رسد ارائه دهد. در حالی که معامله گران بر اجرای معاملات کوتاه مدت در جهت روند پیش بینی شده تمرکز می کنند. اهداف شکست و شکست قیمت نیز ممکن است. به عنوان سطح حمایت و مقاومت توسط معامله گران استفاده شود.

مزیت اصلی این نوع الگوهای نمودار این است که آنها بینش خاصی را در مورد زمان و اندازه حرکت قیمت ارائه می دهند نه اینکه فقط به یکی یا دیگری نگاه کنیم.

سایر الگوهای نمودار هندسی محبوب مورد استفاده معامله گران شامل Elliott Waves است. که پیش بینی های مشابهی از روندها را در آینده بر اساس ظاهر تغییرات قیمت و ارتباط آنها با یکدیگر انجام می دهد.

شناسایی الگوهای گارتلی

در اینجا نحوه ساختار الگوی گارتلی آمده است:

الگوی گارتلی در بالا روند صعودی را از نقطه 0 به نقطه 1 با تغییر قیمت در نقطه 1 نشان می دهد. با استفاده از نسبت های فیبوناچی ، اصلاح بین نقطه 0 و نقطه 2 باید 61.8 باشد. در نقطه 2 ، قیمت دوباره به نقطه 3 برمی گردد ، که باید 38.2٪ از نقطه 1 باشد. در نقطه 3 ، قیمت به نقطه 4. بر می گردد. در نقطه 4 ، الگو کامل است و سیگنال های خرید با یک حرکت صعودی تولید می شود. هدفی که با نقطه 3 ، نقطه 1 و 161.8 increase افزایش از نقطه 1 به عنوان هدف نهایی قیمت مطابقت دارد. در اغلب موارد ، نقطه 0 به عنوان سطح توقف ضرر برای کل تجارت مورد استفاده قرار می گیرد. این سطوح فیبوناچی نیازی به دقت ندارند ، اما هرچه نزدیکتر باشند ، الگوی قابل اطمینان تری است.

نسخه نزولی الگوی گارتلی به سادگی معکوس الگوی صعودی است(آشنایی با نمودار میله‌ای) و هنگامی که الگو تا نقطه چهارم به پایان می رسد ، روند نزولی با چندین هدف قیمت را پیش بینی می کند.

نمونه دنیای واقعی از الگوی گارتلی

در اینجا نمونه ای از الگوی Gartley در جفت ارز AUD/USD ظاهر می شود:

در نمودار بالا ، الگوی گارتلی با حرکت صعودی بالاتر دنبال می شود. نقطه X یا 0.70550 می تواند به عنوان نقطه توقف ضرر معاملات مورد استفاده قرار گیرد. نقطه سود را می توان در نقطه C یا حدود 0.71300 تعیین کرد.

آشنایی با الگوهای هارمونیک: گارتلی، خرچنگ، خفاش و پروانه

روزی روزگاری، یک معامله‌گر باهوش دیوانه به نام Harold McKinley Gartley وجود داشت.

او یک شرکت خدمات مشاوره بازار سهام در اواسط دهه 1930 با تعداد زیادی مشتری داشت. این سرویس یکی از اولین‌هایی بود که روش‌های علمی و آماری را برای تجزیه و تحلیل رفتار بازار سهام مورد استفاده قرار داد.

بر اساس گفته‌های آقای گارتلی، وی بالاخره توانسته بود که دو تا از بزرگترین مشکلات معامله‌گران را حل کند: چه بخرند و چه زمانی بخرند.

پس از مدت کوتاهی، معامله‌گران دریافتند که این الگوهای هارمونیک می‌توانند در بازارهای دیگر نیز مورد استفاده قرار گیرند. از آن موقع به بعد، کتاب‌های مختلف، نرم‌افزارهای معاملاتی و الگوهای دیگر (که در ادامه بحث خواهند شد) بر اساس الگوهای گارتلی بوجود آمده‌اند.

الگوی گارتلی یا "222"

الگوی گارتلی که به نام "222" نیز شناخته می‌شود، به این دلیل به این نام معروف شده که برای اولین بار در صفحه 222 کتاب H.M. Gartley به نام سودها در بازار سهام معرفی شد. الگوهای هارمونیک گارتلی، الگوهایی هستند که شامل الگوی ابتدایی ABCD (که قبلا در مورد آن بحث کردیم) می‌شوند اما قبل از آن یک سقف یا کف قابل توجه نیز وجود دارد.

این الگوها به طور معمول مواقعی تشکیل می‌شوند که حرکت اصلاحی روند کلی در حال روی دادن است و شبیه M (یا W برای الگوهای نزولی) به نظر می‌رسند. این الگوهای هارمونیک به معامله‌گران کمک می‌کنند تا نقاط ورود خوب را برای سوار شدن بر روند کلی پیدا کنند.

الگوی هارمونیک - الگوی گارتلی صعودی الگوی هارمونیک - الگوی گارتلی نزولی

یک الگوی گارتلی زمانی شکل می‌گیرد که رفتار قیمت اخیرا در وضعیت صعودی (یا نزولی) در حال حرکت بوده اما شروع به نشان دادن نشانه‌های یک حرکت اصلاحی کرده است.

چیزی که باعث جذابیت الگوی گارتلی هنگام شکل‌گیری آن می‌شود نقاط برگشت آن است که در واقع سطح اصلاحی و سطح گسترشی فیبوناچی هستند. این موضوع نشانه قوی‌تری را مبنی بر احتمال برگشت واقعی جفت ارز ارایه می‌دهد.

کشف این الگوی هارمونیک می‌تواند سخت باشد و زمانی که بتوانید آن را پیدا کنید، با ظاهر شدن تمام آن ابزارهای فیبوناچی، می‌تواند گیج‌کننده باشد. کلید جلوگیری از تمام آن آشفتگی‌ها این است که کارها را به آرامی و بادقت انجام دهید.

در هر صورت، این الگو شامل یک الگوی ABCD نزولی یا صعودی می‌باشد اما قبل از آن یک نقطه ( X ) وجود دارد که دورتر از نقطه D (بالاتر یا پایین‌تر از آن) قرار گرفته است. الگوی گارتلی "کامل" دارای خصوصیات زیر است:

  1. حرکت AB باید به اندازه .618 از اصلاح حرکت XA باشد.
  2. حرکت BC باید به اندازه .382 یا .886 از اصلاح حرکت AB باشد.
  3. اگر اصلاح حرکت BC برابر با .382 از حرکت AB باشد، آنگاه CD باید به اندازه 1.272 از حرکت BC باشد. به تبع آن اگر حرکت BC برابر با .886 از حرکت AB باشد، آنگاه CD باید به اندازه 1.618 از حرکت BC ادامه یابد.
  4. حرکت CD باید به میزان .786 از اصلاح حرکت XA باشد.

جهش‌یافته‌های گارتلی: جانوران

با گذشت زمان، محبوبیت الگوی گارتلی افزایش یافت و مردم در نهایت گونه‌های مخصوص خودشان را ایجاد نمودند.

بنا به دلیلی عجیب و غریب، کاشفان این گونه‌ها تصمیم گرفتند که آنها را با نام جانوران نامگذاری کنند. بدون صحبت بیشتر، به الگوهای هارمونیک جانوران می‌پردازیم:

الگوی خرچنگ

الگوی هارمونیک - الگوی خرچنگ صعودی الگوی هارمونیک - الگوی خرچنگ نزولی

در سال 2000، آقای اسکات کارنی ( Scott Carney ) که به الگوهای همساز قیمت اعتقادی راسخ داشت، الگوی "خرچنگ" را کشف نمود.

بنا به گفته وی، به دلیل بسیار دور بودن منطقه برگشت بالقوه (گاهی اوقات نقطه "برگشت بهتر قیمت" یا نقطه "از دست دادن تمام دارایی" نیز نامیده می‌شود) از حرکت XA ، این الگو در میان تمام الگوهای هارمونیک از همه دقیق‌تر است.

این الگو دارای نسبت پاداش به خطر بالایی است زیرا می‌توانید یک دستور حد ضرر بسیار محدود قرار دهید. الگوی خرچنگ "کامل" باید دارای شرایط زیر باشد:

  1. حرکت AB باید به اندازه .382 یا .618 از اصلاح حرکت XA باشد.
  2. حرکت BC می‌تواند به اندازه 382 یا .886 از اصلاح حرکت AB باشد.
  3. اگر اصلاح حرکت BC برابر با .382 از حرکت AB باشد، آنگاه CD باید به اندازه 2.24 از حرکت BC باشد. به تبع آن اگر حرکت BC برابر با .886 از حرکت AB باشد، آنگاه CD باید به اندازه 3.618 از گسترش حرکت BC باشد.
  4. CD باید 1.618 از گسترش حرکت XA باشد.

الگوی خفاش

الگوی هارمونیک - الگوی خفاش صعودی الگوی هارمونیک - الگوی خفاش نزولی

در سال 2001، اسکات کارنی الگوی هارمونیک دیگری را بنا نهاد و اسم آنرا "خفاش" گذاشت. خفاش با تعریف .886 از اصلاح حرکت XA به عنوان منطقه برگشت بالقوه مشخص می‌شود. الگوی خفاش دارای خصوصیات زیر است:

  1. حرکت AB باید به اندازه .382 یا .500 از اصلاح حرکت XA باشد.
  2. حرکت BC می‌تواند به اندازه 382 یا .886 از اصلاح حرکت AB باشد.
  3. اگر اصلاح حرکت BC برابر با .382 از حرکت AB باشد، آنگاه CD باید به اندازه 1.618 از حرکت BC باشد. به تبع آن اگر حرکت BC برابر با .886 از حرکت AB باشد، آنگاه CD باید به اندازه 2.618 از گسترش حرکت BC باشد.
  4. CD باید .886 از گسترش حرکت XA باشد.

الگوی پروانه

الگوی هارمونیک - الگوی پروانه صعودی الگوی هارمونیک - الگوی پروانه نزولی

و بالاخره الگوی پروانه را داریم. اگر بتوانید این الگو را کشف کنید، یقینا به خاطر به دست آوردن پیپ‌های بسیار زیاد از خوشحالی در پوست خود نخواهید گنجید!

این الگوی هارمونیک بوسیله برایس گیلمور ( الگوی گارتلی نزولی Bryce Gilmore ) بوجود آمده و بوسیله .786 از اصلاح حرکت AB با توجه به حرکت XA مشخص می‌شود. الگوی پروانه دارای این ویژگی‌های خاص می‌باشد:

  1. حرکت AB باید به اندازه .786 از اصلاح حرکت XA باشد.
  2. حرکت BC می‌تواند به اندازه 382 یا .886 از اصلاح حرکت AB باشد.
  3. اگر اصلاح حرکت BC برابر با .382 از حرکت AB باشد، آنگاه CD باید به اندازه 1.618 از حرکت BC باشد. به تبع آن اگر حرکت BC برابر با .886 از حرکت AB باشد، آنگاه CD باید به اندازه 2.618 از گسترش حرکت BC باشد.
  4. CD باید به اندازه 1.27 یا 1.618 از گسترش حرکت XA باشد.

شما تنها سه قدم تا ورود به دنیای فارکس فاصله دارید ( برای ورود روی لینک های زیر کلیک کنید):



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.